|
برمدار سينما
|
||
|
غیرازهنرکه تاج آفرینش است دوران هیچ منزلتی پایدارنیست |
برف و یخ آب شد چشمه ها شد روان
شد زمین رنگ رنگ خنده زد آسمان
باز دنیای ما شاد و پیروز شد
آمد، آمد بهار عید نوروز شد
پر شد از بوی گل کوچه ها، خانه ها
باز آغاز شد رقص پروانه ها
باز هم پهن شد سفره هفت سین
سبز شد، سرخ شد هر کجای زمین
علي رامز در سال 1306 در تهران متولد شد. او پس از گذراندن دوره دبستان به دبيرستان صنعتي تهران (ايران و آلمان سابق) وارد شد و بواسطه آشنايي با افرادي چون عزت الله انتظامي و زنده ياد هوشنگ بهشتي به تئاتر تهران آن زمان راه پيدا كرد. در سال 1327 دوره كلاس تئاتر زنده ياد عبدالحسين نوشين را گذراند كه پس از 8 ماه به تعطيلي گرائيد. پس از فارغ التحصيل شدن در رشته برق در سال 1328 وارد مدرسه پست و تلگراف و تلفن شد و پس از دو سال در سال 1330 وارد خدمت وزارت و از آنجا به شركت مخابرات ايران منتقل گرديد. طي سال هاي خدمت موفق به دريافت ديپلم ششم رياضي شد و در سال 1347 به دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران راه يافت. در سال 1351 با درجه شاگرد اولي تحصيلات را به پايان رساند و در همان سال موفق به اخذ بورس تحصيلي از كشور بلژيك گرديد. او در طول مدت اشتغال تنها توانست در دو فيلم سينمايي و چند برنامه تلويزيوني و يك نمايش «ملاقات بانوي سالخورده»، «كار استاد سمندريان» شركت كند. در سال 1360 به افتخار بازنشستگي نائل آمد و از آن پس به صورت دلخواه به كار خود ادامه داد. رامز در طول فعاليت هنري خود موفق به حضور در چندين فيلم سينمايي، چندين تئاتر صحنه و سريال هاي متعدد تلويزيوني از جمله: «اميركبير»، «وزير مختار»، «مرغ حق» ، «يكي از اين روزها»، «پاييز بلند»، «شمارش معكوس»، «محاكمه»، «عبور از خط سرخ»، «قضيه اوپنهايمر» شده است.
فرهادی پس از دریافت اسکار چه گفت؟
آقای فرهادی به هنگام دریافت این جایزه، سخنانش را با سلام به «مردم خوب» سرزمینش آغاز کرد و گفت که «ایرانی های زیادی در سراسر جهان در حال تماشاى این لحظهاند و تصور می کنم که خوشحالند. نه فقط به خاطر یک جایزه مهم، یک فیلم یا یک فیلمساز. آنها خوشحالاند چون در روزهایى که میان سیاستمداران حرف از جنگ، تهدید، و خشونت تبادل می شود، نام کشورشان ایران از دریچه باشکوه فرهنگ به زبان مىآید. فرهنگى غنى و کهن که زیر غبار سیاست پنهان مانده است.»
«من با افتخار این جایزه را به مردم سرزمینم تقدیم مىکنم. مردمى که به همه فرهنگها و تمدنها احترام مىگذارند و از دشمنى و کینه بیزارند.»
همه علاقهمندان تئاتر ميدانند كه پري صابري نويسنده، بازيگر و كارگردان تئاتر از نزديك به 20 سال پيش تمركزش را روي اجراي نمايشهاي ايراني و زندگي چهرههاي سرشناس فرهنگي و آثار بزرگ ادبيات فارسي گذاشته است. اما در طول بيش از سه دهه فعاليت نمايشي آثار بسيار خوب و ارزشمندي از پري صابري به عنوان كارگردان روي صحنه رفته است. بيترديد «شمس پرنده» يكي از ماندگارترين آثاري است كه با نمايشنامهاي از خود اجرا شده است.
«شمس پرنده» از 12 سال پيش در صحنههاي مختلف داخلي و خارجي به نمايش درآمده و استقبال تماشاگران را در پي داشته است. اين بار اين اثر نمايشي در تالار وحدت تهران باعث تاثيرگذاري بر مخاطبانش بود. براي آنكه از چند و چون اين اتفاق نادر سر در بياوريم بر آن شديم تا پاي صحبتهاي خالقش بنشينيم.
صابري نشان لژيون دونور فرانسه را در سال ۲۰۰۴ و نشان ابنسيناي يونسكو را به دليل يك عمر تلاش براي معرفي مفاخر ايراني در سراسر جهان در پرونده خود دارد و معتقد است شعر ايراني در خون او جريان دارد. اما ارادت او به مولوي و شمس موضوع ديگري است. او كه از بنيانگذاران تالار دانشجويي دانشگاه تهران است، ميگويد در زمان تاسيس اين تالار اصرار بسياري كرده است كه نام اين تالار را به نام مولوي نامگذاري كنند.
محبوبه بيات بازيگر تئاتر،تلويزيون و سينما متولد ۱۳۲۸ است.. وي داراي مدرك كارشناسي بازيگري و كارگرداني تئاتر است. وي از سال۱۳۵۰ عضو تئاتر اداره فرهنگ و هنر مشهد شد. وي بارها موفق به دريافت جوايز بازيگري شده است. از آثارش ميتوان به گوزنها، مادر، آتشبس، مسافران، غريبه، جدال، سراب، در امتداد شب،ماهيها در خاك ميميرند و... اشاره كرد. بيات در حال حاضر در نمايش كشتار خاموش به كارگرداني نصرالله قادري ايفاي نقش ميكند. به همين بهانه با او به گفتوگو پرداختيم.
آيا كشتار خاموش نمايشي چند وجهي است و تكثر نويسنده را در بردارد ؟
حتي اگر فكر كنيم اين تصور نويسنده است باز هم مبتني بر محيط و شرايط است. به هر حال اين اتفاقات وجود دارد .
آيا سبكهاي تلفيقي در بازيگري در اين كار استفاده شده؟
مسلماً. اصولاً قادري در سبك خود ويژگي تلفيق سبكها را لحاظ ميكند. نوعي تنوع جنس بازيگري همواره در آثارش وجود دارد.
ـ در یک برههای بعد از انقلاب، برخی آدمها، مسائل و مشکلات شخصی خود را در پوشش سیاست اجرا کردند. حسادتهای شخصی، در این دوران اوج گرفت. در همین اثنا، برخی از دوستان نسبت به من جوانِ تازهوارد، که در اداره تئاتر خیلی خوب درخشیده بودم حسادت کردند و مسئولان، نامهای نوشتند که برخی از هنرمندان چون علی نصیریان، داریوش مؤدبیان و محبوبه بیات به اداره تئاتر نمیآیند ولی حقوق میگیرند.
درحالیکه این رسم و قانون اداره تئاتر پیش از انقلاب بود و مقرر شده بود که هنرمندان به دلیل نداشتن اتاق و... هر زمانی که تمرین و اجرا دارند به ادارهٔ تئاتر بیایند و در غیر این صورت برای حضور در ادارهٔ تئاتر مختارند. این در حالی بود که من در آن زمان در منزل تلفن نداشتم و برای اینکه با همکاران ارتباط داشته باشم مرتب به اداره تئاتر میرفتم! بروز حسادتهایی از این دست، مشکلاتی را پیش روی من قرار داد و ماجراهایی را رقم زد که از حضور در تئاتر رنجیدهخاطر شدم و در نتیجه خودم را بازخرید کردم و از اداره تئاتر بیرون آمدم و در سینما و تلویزیون مشغول کار شدم. چند سال بعد از این اتفاقات آقای حسین عاطفی پیشنهاد بازی در یک نمایش را به من داد، من هم پذیرفتم و در جشنواره تئاتر فجر با این نمایش حاضر شدم. اما متأسفانه بنا به دلایلی این نمایش اجرای عمومی نشد و فقط در جشنواره اجرا شد. بعد از اجرای این نمایش به قولی پای من به تئاتر باز شد و یک ارتباط دوبارهای با تئاتریها پیدا کردم
مسعود کیمایی حالا نزدیک به 5 دهه است که در سینمای ایران فعالیت می کند و 26 فیلم نیز تا به حال ساخته است. موقعیت او در سینمای ایران موقعیت خاصی است و به همین خاطر همیشه طرفداران پر و پا قرص و مخالفان خاص خودش را در بین منتقدان و مخاطبان سینمای ایران داشته است.
کیمیایی که سال 1320 در تهران به دنیا آمده در سال 1348 فیلم «قیصر» را ساخت. این فیلم که دومین فیلم کارنامه کارگردانی کیمیاییاست، خیلی زود نام او را به عنوان فیلمسازی متفاوت با جریان روز سینمای ایران سر زبانها انداخت.
کیمیایی در سال 1350 به سراغ داستان «داش آکل» صادق هدایت رفت و اقتباسی سینمایی از این داستان را به تصویر کشید.
هنوز هم دوستداران سینمای کیمیایی فیلم «گوزنها» را یکی از بهترین آثار او می دانند. فیلمی که در زمان خودش به خاطر تاویلهایی سیاسی که از آن میشد، حسابی بحث برانگیز شد. این فیلم را کیمیایی در سال 1354 به عنوان هفتمین فیلم کارنامهاش تولید کرد.
کیمیایی بعد از «گوزنها» دوباره به سراغ ادبیات داستانی رفت. این بار او داستان «مزاحم» خورخه لوئیس بورخس را برای اقتباس انتخاب کرد.
قِیصَر نام فیلمی ایرانی ساختهٔ مسعود کیمیایی است، که در سال ۱۳۴۸ ساخته شده و بهروز وثوقی در آن نقش آفرینی کرده و این فیلم از آغاز گران موج نو سینمای ایران است.
داستان فیلم:فاطی دختر جوانی است که پس از مورد تجاوز قرار گرفتن خودکشی میکند. فرمان، برادر فاطی که میخواهد انتقام فاطی را بگیرد، به قتل میرسد. قیصر تصمیم میگیرد که انتقام خواهر و برادر خود را بگیرد.
نظرات دیگران درباره فیلم
علی شریعتی از حامیان و طرفداران فیلم قیصر درزمان خود بود . مسعود کیمیایی در مصاحبه ای دراین باره گفته : دیدار من با «دکتر شریعتی» خیلی قبلتر از نمایش «قیصر» اتفاق افتاده بود. اما خیلیها این ماجرا را نمیدانند. «دکتر شریعتی» را چندینبار دیده بودم، اما شب نمایش «قیصر» بود که از دور ایشان را دیدم و سلاموعلیکی کردیم. اینکه میگویند «کیمیایی» هیچوقت «دکتر شریعتی» را ندیده و با او حرف نزده، حرف درستی نیست.یادم هست او «قیصر» و «گاو» را دیده بود و میگفت بین ایندو، فیلم موردنظر ما «قیصر» است. چون معتقد بود «قیصر» فیلم «نر» و «پرحرکتی» از کار درآمده است. خیلی هم «قیصر» را دوست داشت و ابراز لطف میکرد، اما من هیچوقت درباره این فیلم با او حرف نزدم؛ یعنی هیچوقت فرصتش پیش نیامد. «شریعتی» درباره فیلم با عباس شباویز مفصل حرف زده بود و برای او از خوبیهای فیلم گفته بود.
لیلا فروهر تک ستاره ی موزیک پاپ ایران در چهارم اسفند 1337 در شهر اصفهان در خانواده ای هنرمند دیده به جهان گشود.پدرش جهانگیر فروهر اشراف زاده ای بود که با عشقی که به سینما داشت پا به عرصه ی بازیگری گذاشت.مادرش فرنگیس فرحزادی نیز چون پدر بازیگر بود,تا اینکه آنها در تئاتر سپاهان باهم آشنا و زندگی مشترک آغاز کردند,که حاصل این ازدوج 4 فرزند بود,از جمله ی آنها لیلا وفریبا بود.
لیلای کوچک از عوام کودکی در کنار خانواده ودر کنار بزرگان تئاتر چون ارحام صدر در اصفهان روی
صحنه آغاز زندگی هنری را تجربه کرد که تا کنون این عشق ادامه دارد.
وی در سن 5 سالگی به همراه خانواده از اصفهان به تهران نقل مکان کرد.
در سال 1344 با فیلم های خروس جنگی و مرادو لاله پا به عرصه ی بازیگری گذاشت ودر آن سالها لقب
"کودک خردسال سینمای ایران "را به خود اختصاص داد.
لیلای کوچک در سال1347 در فیلم سلطان قلبها به کارگردانی و بازیگری محمد علی فردین برگ سبزی در دفترهنری خویش وارد کرد.ودر آن سال به پاس نقش آفرینی لیلا جشن تولد 9 سالگی او را در سندیکای هنرمندان برگزار کرد.که لیلا از آن به عنوان بهترین هدیه ی زندگی یاد میکند.
در یک خانواده اهل هنر پرورش یافته، از پنج سالگی وارد دنیای سینما و فیلم شده و تا سال ۱۳۵۸ خورشیدی در ۴۵ فیلم ایرانی نقشآفرینی کرده ، از ۱۴ سالگی اما به خوانندگی روی آورد و هفت سال پس از انقلاب به آمریکا مهاجرت کرده و تا کنون بیش از ۲۰ آلبوم موسیقی به علاقمندان خود ارائه کرده است.
در موسیقی پاپ ایرانی جاری است، به زبانها و گویشهای گوناگون میخواند، مادرش فرنگیس فرحزادی و پدرش زنده یاد «جهانگیر فروهر» است که هر دو از بازیگران تئاتر و سینمای ایران هستند:
خانم لیلا فروهر، شما پس از پشت سر گذاشتن دو کنسرت خودتان در مالزی و باکو و کنسرت دیگرتان در شهر هامبورگ، اکنون دارید خودتان را برای کنسرت شهر اوبرهاوزن آماده میکنید. در آغاز نوروز را به شما شادباش میگویم.
|
|