شنبه بیست و چهارم شهریور 1386
اولين موسيقي چه بود؟
|
|
|
افسانه هاي گوناگوني بين مردم در مورد اين كه موسيقي چطور آغاز شده است وجود دارد. انجيل مي گويد كه «جوبال» پدر موسيقي بوده است. كتب قديمي اسپانيائي حكايت مي كنند كه وقتي جوبال داشته به آهنگ سندان كوفتن «توبالكن» گوش مي داده، متوجه شده كه چطور اين صداها، انعكاس موزوني پيدا مي كنند. |
شنبه بیست و چهارم شهریور 1386
چه کسي اولين بار نقاشي كرد؟
هزاران هزار سال طول كشيد تا بشر به مرحله اي رسيد كه توانست آن چيزي را بسازد كه شباهت جزئي به چيزي كه امروزه به اسم كتاب مي شناسيم، داشته باشد.
بنابراين وقتي مي خواهيم تاريخچه اولين كتاب را در دنيا بررسي كنيم. بايد متوجه باشيم كه احتمالاً اين كتاب نبايد شباهتي به آن چيزي كه امروزه كتاب ناميده مي شود، داشته باشد و خيلي با آن فرق داشته است. در حقيقت كتابهاي اوليه دنيا تا آنجائي كه ما مي دانيم واقعاً كتاب هائي به مفهوم جديد اين كلمه نبوده اند. چند هزار سال پيش بابلي ها و آشوري ها لوحه هاي گچي درست مي كردند كه بر روي آنها هر موضوع يا واقعه اي را كه ميل داشتند نوشه و ثبت و نگاهداري مي كردند.
آنها با كمك نوعي ابزار نوك تيز، نوشته هايشان را كه به خط ميخي بوده، روي اين لوحه هاي گچي، وقتي كه هنوز مرطوب بود رسم مي كردند. سپس براي اين كه اين يادداشت ها يعني لوحه هاي گچي دوام و عمر بيشتري داشته و دائمي تر باشند آنها را در كوره گذاشته و مي پختند. بعضي اوقات اين موضوع يا واقعه اي كه مي خواستند يادداشت كنند خيلي طولاني بوده و بنابراين لوحه هاي گچي بيشتري مي برد. بدين ترتيب درست مثل يك كتاب داراي صفحات زيادي بود. در اين صورت شايد مي شد مثلاً واژه «كتاب» را به آنها اطلاق كرد!
مردم مصر باستان در اين مورد، يك قدم فراتر گذاشته و كاغذ خام و خشن ساختند كه از جنس يك نوع ني به نام «پاپيروس» بود. اين صفحات مسطح كه با دست ساخته مي شدند رنگ زرد پريده اي داشتند و به وسيله باريكه هاي درازي به يك ديگر وصل بودند كه به دور يك استوانه چوبي يا استخواني پيچ مي خوردند.
مصري ها با استفاده از آب آغشته به دوده كه مثلاً در حكم مركب بود، شعر و داستان و يا وقايعي را با انواع خطوط تصويري روي اين صفحات پاپيروس مي نوشتند و يا مي كشيدند. از آنجائي كه جا به جا كردن اين استوانه ها كار راحتي نبود، بنابراين عمل نوشتن، بعضي اوقات روي صفحات جدا از هم انجام مي گرفت.
بعضي ديگر از مردم قديم مثل يوناني ها و رومي ها، كتابهائي مي ساختند كه به دور استوانه مي پيچيدند.
شنبه بیست و چهارم شهریور 1386
نیما یوشیج

نيما يوشيج كه نام اصلي اش علي اسفندياري بود در سال 1276 شمســــي در روستاي يوش مازندران چشم به جهان گشود. پدرش ابراهيم خان نـوري از راه كشاورزي و گله داري روزگار مي گذرانيد. ايام كودكي اش را در روستــــــاي خود به تحصيل پرداخت و از آنجا به تهران آمد تا در دبيرستان سن لويي كه يـك مـؤسـسه مـــــــــتعلق به هيات كاتوليك رمي بود به تحصيل ادامه دهد. در اين مدرسه يكي از معـــــــلمين وي نظام وفا بود كه در اثر تشويقهاي او به سرودن شعر روي آورد. او زبان فـرانسه را به خوبي فرا گرفت و با ادبيات اروپا آشنا شد. محمدرضا عشقي در روزنـــامه قــــــــرن بيستم بخشي از شعر افسانه نيما را منتشر كرد. نيما در سال 1317 شمســــي جزو گروه كاركنان مجله موسيقي، مجله ماهانه وزارت فرهنگ در آمد. وي يك سـلسله مقاله در اين مجله نوشت و در آنها نظرات فيلسوفان را در خصوص هنر و تـــــــأثير آثار اروپايي را در ادبيات بعضي از ممالك شرقي مورد بررسي قرار داد. او در سـال 1328 ه.ش. در روابط عمومي و اداره تبليغات وزارت فرهنگ مشغول به كار شــــــد و بالاخره در سال 1338 شمسي در تجريش تهران دار فاني را وداع گفت.
معرفي آثار
از آثار او عبارت است از: شعر مـــــن، ماخ لولا، ناقوس، شهر صبح شهر شب، آهو و پرنده ها، دنيا خانه من است، قــــلم انداز، نامه هاي نيما به همسرش، عنكبوت، فريادهاي ديگر، كندوهاي شبانـــــــه، حكايات و خانواده سرباز، آب در خوابگه مورچگان، در سال 1364 مجموعه اي كامل از آثارش منتشر شد.
سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386
سينماي كمدي


