تبليغاتX
مدار25

سه شنبه نهم مهر 1387

سخنان بزرگان

برای نوشیدن شهد بهشت ، هموار نگاهت به راستی باشد و درستی . اُرد بزرگ
سرنوشت خود را با افکار تعیین کنید. کارایل
مدیریت زمان وسیله ای است که می تواند شما را از جایی که هستید به جایی که می خواهید باشید برساند . برایان تریسی
به این زمین گرد که بسرعت می گردد بنگر که درمان  ما در آن است و درد ما نیز ، نگاه کن و ببین که نه گردش زمانه آن را می فرساید و نه رنج و بهبودی حال بشر آن را به آتش  می کشد ، نه آرام می شود  و نه همچون ما تباهی می پذیرد . فردوسی خردمند
نکات سخت هم اساسی ساده دارند . اُرد بزرگ
تاریخ سیر خود را بر زندگی مردان بزرگ بنا نموده است . کارایل
اي پسر هرچند تو جواني , پیرو عقل باش , نگويم جواني مکن , ليکن جواني خویشتن دار باش و از جوانان پژمرده مباش.چنانچه ارسطاليس مي گويد جواني نوعي از جنون است . قابوسنامه
ارزش های بنیادی شما در زندگی چیست؟ آیا هدف ها و فعالیت های شما با این ارزش ها هماهنگی دارد؟ !. برایان تریسی
انسان بندی ست بسته میان حیوان و ابر انسان. بندی بر فراز مغاکی . فردریش نیچه
خودآختگی قابلیتی است که بسیاری ندارند . اُرد بزرگ
عظمت مردان بزرگ از طرز برخوردشان با مردات خرد آشكار مي شود . كارلايل
در حال حاضر ، سه هدفی که بیش از هر چیز در زندگی برای شما مهم است چیست؟ آیا وقتتان را نیز به همین نسبت صرف آنها می کنید؟ . برایان تریسی
آموزه ای پدید آمد و باوری در کنارش : همه چیز پوچ است ؛ همه چیز یکسان ؛ همه چیز رو به پایان ! . فردریش نیچه
اگر تو را دشمنی باشد دلتنگ مشو که هر که را دشمنی نباشد بی قدر و بها باشد . قابوسنامه

نوشته شده توسط محمد رضا در 10:38 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387

بهترین آن است...


بهترین  مبارزه آن است که حریف از تو قوی تر باشد
بهترین شوخی ان است که بدون تحقیر و تمسخر دیگران باعث شادی جمع شود
بهترین نگاه آن است که تمامی احساست را بدون به زبان اوردن کلمه ای به طرف مقابل انتقال دهی
بهترین بازی آن است که برد و باخت به اندازه نفس عمل برایت مهم نباشد
بهترین همسفر آن است که در طول سفر فکر کنی یک نفری در عین دو یا چند نفربودن
بهترین ایینه وجدان توست آگاه و بیدار باش
بهترین شریک آن است که اصلا وجود نداشته باشد
بهترین گذشت آن است که در موضع قدرت باشی و آن را انجام دهی
بهترین ایده ها  را همیشه احساس تو به تو هدیه میدهد نه عقل تو
بهترین راه حرف زدن صریح و شفاف حرف زدن است ازحاشیه بپرهیز
بهترین فرارآن است که از جمع غیبت کنندگان بگریزی
بهترین عمل آن است که بدی را به نیکی جواب دهی
بهترین مامن شانه های کسی است که از صمیم قلب دوستش داری
بهترین نعمت بدون هیچ قید و شرطی سلامتی است و دل خوش
بهترین راه برای بد گویانت آن است که در عمل عکس آن چه را گفته اند نشان بدهی نه با زبان
بهترین جست و جو کنکاش در وجود خودت است
بهترین قدردانی آن است که در آن افراط نباشد
بهترین بزرگواری آن است که هر گز از بالا به کسی نگاه نکنی مگر آن که بخواهی او را از زمین بلند کنی
بهترین طرز فکر آن است که به دیگران بر اساس خصوصیات شخصیتی شان امتیاز بدهی نه براساس ظاهر و ثروت شان
و بهترین مرگ آن است که تنها جسمت از میان رفته باشد و نه اسمت.
    هیچ مال و ثروتی در جهان به اندازه نام نیک جاودانه نیست.   پوشکین

علمي

نوشته شده توسط محمد رضا در 16:19 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386

نامه چارلی چاپلین به دخترش

ژرالدين دخترم:
اينجا شب است٬ يک شب نوئل. در قلعه کوچک من همه سپاهيان بی سلاح خفته اند.
نه برادر و نه خواهر تو و حتی مادرت ، بزحمت توانستم بی اينکه اين پرندگان خفته را بيدار کنم ، خودم را به اين اتاق کوچک نيمه روشن٬ به اين اتاق انتظار پيش از مرگ برسانم . من از توليسدورم، خيلی دور...... اما چشمانم کور باد ،اگر يک لحظه تصوير تو را از چشمان من دور کنند.
تصوير تو آنجا روی ميز هست . تصوير تو اينجا روی قلب من نيز هست. اما تو کجايی؟ آنجا در پاريس افسونگر بر روی آن صحنه پر شکوه "شانزليزه" ميرقصی . اين را ميدانم و چنانست که گويی در اين سکوت شبانگاهی ٬ آهنگ قدمهايت را می شنوم و در اين ظلمات زمستانی٬ برق ستارگان چشمانت را می بينم.
شنيده ام نقش تو در نمايش پر نور و پر شکوه نقش آن شاهدخت ايرانی است که اسير خان تاتار شده است. شاهزاده خانم باش و برقص. ستاره باش و بدرخش .اما اگر قهقهه تحسين آميز تماشاگران و عطر مستی گلهايی که برايت فرستاده اند تو را فرصت هشياری داد٬ در گوشه ای بنشين ٬ نامه ام را بخوان و به صدای پدرت گوش فرا دار . من پدر تو هستم٬ ژرالدين من چارلی چاپلين هستم . وقتی بچه بودی٬ شبهای دراز به بالينت نشستم و برايت قصه ها گفتم . قصه زيبای خفته در جنگل ٬قصه اژدهای بيدار در صحرا٬ خواب که به چشمان پيرم می آمد٬ طعنه اش می زدم و می گفتمش برو .
من در رويای دختر خفته ام . رويا می ديدم ژرالدين٬ رويا.......
رويای فردای تو ، رويای امروز تو، دختری می ديدم به روی صحنه٬ فرشته ای می ديدم به روی آسمان٬ که می رقصيد و می شنيدم تماشاگران را که می گفتند: " دختره را می بينی؟ اين دختر همان دلقک پيره .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد رضا در 11:50 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه پنجم دی 1386

آیـــــــــــــــــــــا مـــی دانــــســتـــیــد ؟

اکثر افراد در کمتراز 7 دقیقه خوابشان می برد !
 یکی از رایج ترین اسم ها در جهان -- محمد -- می باشد.
 56% افرادی که دست چپ هستند ، تایپیستند.
 غیر ممکن است که بتوانید با چشمان باز ، عطسه کنید.
 یک سوسک می تواند 10 روز بدون سرش زندگی کند.
 ما در طول زندگی مان ، 18 کیلو پوست می اندازیم.
 رنگ مورد علاقه 80% از آمریکایی ها ، آبی می باشد !!
 اگر می خواهی از آرواره یک تمساح جان سالم به در ببری ، انگشت هایت را در چشمانش فرو کن. فورا به شما اجازه می دهد که فرار کنی !
 وقتی شخصی در سریلانکا سرش را از طرفی به طرف دیگر تکان می دهد ، یعنی -- باشه -- !
 در این دنیا تعداد جوجه ها از آدم ها بیشتر است.
 یکی از شگفتی های ریاضی این است که وقتی عدد 111111111 را در خودش ضرب کنی ، جواب خواهد شد ، 12345678987654321
دکمه # ( فون ) که روی کیبرد می باشد ، -- كتُسرپ -- خوانده می شود.
 -- گربه -- تنها حیوان خانگی هست که در کتاب مقدس به آن اشاره ای نشده است.
 نوارهای لاستیکی خیلی طول می کشند تا سرد شوند.
  Dreamt  تنها کلمه ایست که در زبان انگلیسی با mt تمام می شود !!
  یویو  اولین بار به عنوان یک سلاح در فیلیپین استفاده می شد!
 شهر مکزیک هر سال 25,5 سانتیمتر ، نشست می کند.
 مغر در هنگام خواب فعالتر از وقتی است که تلویزیون می بینید.
 ناخن انگشت وسط زودتر از ناخن انگشت شصت ؛ رشد می کند.
تنها لغتی که در انگلیسی با تمام اصوات ، پشت سر هم ادا می شود -- subcontinental -- می باشد.
 در واشنگتن بیشتر از مردمانش ، تلفن وجود دارد !!

ارسال شده توسط محمد قنبری

نوشته شده توسط محمد رضا در 12:4 |  لینک ثابت   • 

شنبه دوازدهم آبان 1386

به آسانی و به سختی


به آساني ميشه در دفترچه تلفن کسي جايي پيدا کرد
ولي به سختي ميشه در قلب او جايي پيدا کرد.
به راحتي ميشه در مورد اشتباهات ديگران قضاوت کرد
ولي به سختي ميشه اشتباهات خود را پيدا کرد.
به راحتي ميشه بدون فکر کردن حرف زد
ولي به سختي ميشه زبان را کنترل کرد.
به راحتي ميشه کسي را که دوستش داريم از خود برنجانيم
ولي به سختي ميشه اين رنجش را جبران کنيم.
به راحتي ميشه کسي را بخشيد
ولي به سختي ميشه از کسي تقاضاي بخشش کرد.
به راحتي ميشه قانون را تصويب کرد
ولي به سختي ميشه به آنها عمل کرد.
به راحتي ميشه به روياها فکر کرد
ولي به سختي ميشه براي بدست آوردن يک رويا جنگيد.
به راحتي ميشه هر روز از زندگي لذت برد
ولي به سختي ميشه به زندگي ارزش واقعي داد.
به راحتي ميشه به کسي قول داد
ولي به سختي ميشه به آن قول عمل کرد.
به راحتي ميشه دوست داشتن را بر زبان آورد
ولي به سختي ميشه آنرا نشان داد
به راحتي ميشه اشتباه کرد
ولي به سختي ميشه از آن اشتباه درس گرفت.
به راحتي ميشه گرفت
وي به سختي ميشه بخشش کرد.
به راحتي ميشه يک دوستي را با حرف حفظ کرد
ولي به سختي ميشه به آن معنا بخشيد.
و در آخر:
به راحتي ميشه اين متن را خوند
ولي به سختي ميشه به آن عمل کرد....

زمزمه ای در تنهائی

نوشته شده توسط محمد رضا در 9:34 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه یکم آبان 1386

گفتار بزرگان



بزرگترین درس زندگی اینست که گاهی ابلهان درست می گویند ( وینستون چرچیل )
حقیقت را دوست بدار اما اشتباه را عفو کن ( ولتر )
خرابکاری یک مملکت از دو چیز است : اول نداشتن مردمان دانا و لایق ، دوم نبودن آنها در راس امور مملکت ( ولتر)
وجود نیروی تخیل یک عنصر اساسی در نوابغ است ( شوپنهاور )
تجربه همیشه به نفع انسان نیست ، زیرا هیچ حادثه ای دو بار به یک شکل اتفاق نمی افتد ( وینستون چرچیل )
در میان تراژدیهای بشر ، گناهی از این بزرگتر نیست که شخصی ریا کار باشد ( فرانسیس بیکن )
ناتوانان نمی توانند راستگو باشند ( آلبر کامو )
جائی که عشق هست ، خدا هست ( لئو تولستوی )
اگر خدائی نباشد باید او را اختراع کرد ، اما تمامی طبیعت فریاد بر می آورد که خدا هست ( ولتر )
بدبخت ترین و مفلوکترین انسان کسیست که به عدم تصمیم گیری عادت کرده است (ویلیام جیمز )
من همه چیز خود را به گرسنگی ها و مشقات ایام جوانی مدیونم ( ناپلئون بناپارت )
از نادانان بیش از متقلبان باید ترسید ( ملکه کریستینا )
اگر در تمام جهان یک ذره ی بی مقدار از قوانین گیتی متابعت نمی کرد ، مدتهای مدیدی بود که جهان ما دیگر این جهان نبود ( موریس مترلینگ )
انسان یگانه جانداریست که می داند میمیرد ( آندره مالرو )
بهترین زمان برای کنترل احساس ، لحظه ی شروع آن است ( آنتونی رابینز )
بشر وقتی از امید و رؤیا دور بماند ، مرده ای بیش نیست ( سقراط )
مرد بزرگ به خود سخت می گیرد و مرد کوچک به دیگران ( کنفسیوس )
هر قدر کسی را بیشتر دوست دارید ، کمتر مغرورش کنید ( مولیر )
عوام ثروتمندان را محترم میدارند و خواص ، دانشمندان را ( افلاطون )
نعمت های خویش را بشمار نه محرومیت ها را ( دیل کارنگی )
پیری انسان به پیری شرائینش بستگی دارد و جوانی او به افکارش ( ویل دورانت )
صورت شما کتابیست که مردم می توانند از آن چیز های عجیب بخوانند ( ویلیام شکسپیر )
کسی که که از سه هزار سال بهره نگیرد همچنان تهیدست باقی می ماند. ( گوته)
برای یک زندگی خوب: مثل سگ کارکن، مثل اسب بخور، مثل روباه فکر کن و مثل خرگوش بازی کن. (جرج آلن)
اگر از فردی بخواهند که رفتگری کند، او باید خیابانها را تمیز کند، حتی اگر میکل آنژ روی آن نقاشی کرده باشد، یا بتهوون روی آن نت موسیقی نوشته باشد و یا شکسپیر روی آن شعر نوشته باشد. او باید خیابانها را آنچنان تمیز کند که در روز قیامت تمام فرشتگان زمین و آسمان بگویند: او رفتگری بود که کارش را درست انجام داد. (دکتر مارتین لوترکینگ)

نوشته شده توسط محمد رضا در 11:49 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و هشتم مهر 1386

ضرب المثل (تمثيل و مثل)

   


آستين پوستين شما دارد در ميان آتش هاي مناقل مي سوزد
آستين نو ، ‌بخور پلو
آش نخورده، دهان سوخته
 آن فكري را كه تو كردي من هم كردم 
آن گلابي را كه دستت نرسيده (بچيني) احسان پدرت مي كني؟
آنها دو تا بودند همراه،‌ ما ده تا بوديم تنها
آن تار مو غير اين چپه است
از چشمم بدي ديدم، اما از شما نديدم 
از خودش ديوانه تر نديده بود
از ماست كه بر ماست
از هركس كه بخت برگردد سوار شتر هم كه باشد،
سگ او را دندان مي گيرد
استخوان لاي زخم گذاشتن
اكبر ندهد، خداي اكبر بدهد
اگرتو كلاغي ، من بچه كلاغم
اگر چاه آب ندارد، براي مقني نان دارد
اگر خدا بخواهد همه را يكسان مي كند
اگر خر نخواهم به خانه ميرز هم بروم ؟
اگر دراز شد ديلم مي شود و اگر پهن شد بيل
بار الاغ را كه بردارند، پالونش را هم به منزل نمي رساند
انبر را كه در آتش گذاشتند دزد باخبر مي شود
اي بابا، تو تا ميري بنويسي و بليسي باباي ما را در آورده
اي بابا  مگر شده تعزيه تجره ؟
از اين ستون تا آن ستون فرجه
اينطور هم نمي ماند
اين هم شد تيشه ي درويش
اين هم شده مثل قليان دهبوره
بابا، بابا، سبيل چرب كنت را گربه برد
با بزرگان پيوند زدم
باغ شاه رفتي زياد نيايي، كم چرا؟
بالا بالا بنشين، حرفهاي گنده گنده بزن
بپا كوزه را نشكني
 جه خميره، خدا كريمه
براي خوردن سپهسالار ، براي دعوا بنه پا
براي يك دستمال قيصريه اي را آتش مي زند
 بلايي به سرت هميارم كه نمرود به سر خودش نياردبو
بنازم اين سر را كه تا به حال نشكسته
به مالت نناز به شبي بند است      به حسنت نناز به تبي بند است
به مستراح افتاده ولي از بگي  كه نيفتاده
به نرخ دوغت مي زنم پنبه
 به همه بله، به من هم بله 
بيست من كشك را كي مي سابد؟ 
بيطاري از خر كور ياد گرفته
 بيگانه وفا كند بِه از خويش است
 پا داره را بگير بي پاهه به جاست
 تا به نفع تو بود زر بود،حالا كه به نفع من است كاه زرد
تاپش پنج  نونش جار من حيرونم از اين كار
تو چيزي گفتي من خوشم آمد،
من هم حرفي زدم تو خوشت بيامد
تو كدخداي دهي، من كدخداي مزرعه
جارو بند دو بند چه قرب و منزلت دارد تا چه رسد به شما؟
چپش اياز خاص
چراغي را كه ايزد برفروزد    هر آنكه پف كند ريشش بسوزد
چشم آدمي را مگر خاك پر كند
حالا وقتشه 
حساب گاو زردي آن را كردي ؟
حسن غلام آمد
حكايت مهماني اين بابا شده حكايت مهماني غلاغ و روباه
خدا از سلطان محمود بزرگتر است
خدا سرما را به قدر جامه مي دهد
خر برفت و خر برفت و خر برفت
 خرس را وا داشته اند آهنگري

نوشته شده توسط محمد رضا در 14:23 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386

فیلم‌های برنده جایزه اسکار

بال‌ها ۱۹۲۸| نوای برادوی ۱۹۲۹| در جبهه غرب خبری نیست ۱۹۳۰| سیمارون ۱۹۳۱| گراند هتل ۱۹۳۲| رژه ۱۹۳۳| در یک شب اتفاق افتاد ۱۹۳۴| شورش در کشتی بونتی ۱۹۳۵| زیگفلد بزرگ ۱۹۳۶| زندگی امیل زولا ۱۹۳۷| نمی‌توانی این را با خودت ببری ۱۹۳۸| بربادرفته ۱۹۳۹| ربه‌کا ۱۹۴۰| دره من چه سبز بود ۱۹۴۱| خانم مینی‌ور ۱۹۴۲| کازابلانکا ۱۹۴۳| چهاردیواری، اختیاری ۱۹۴۴| تعطیلی از دست‌رفته ۱۹۴۵| بهترین سال‌های زندگی ما ۱۹۴۶| قرارداد شرافتمندانه ۱۹۴۷| هملت ۱۹۴۸| مرد برتر از همه ۱۹۴۹| همه چیز درباره ایو ۱۹۵۰| یک آمریکایی در پاریس ۱۹۵۱| بزرگترین نمایش روی زمین ۱۹۵۲| از این‌جا تا ابدیت ۱۹۵۳| در بارانداز ۱۹۵۴| مارتی ۱۹۵۵| دور دنیا در هشتاد روز ۱۹۵۶| پل رودخانه کوای ۱۹۵۷| ژی‌ژی ۱۹۵۸| بن هور ۱۹۵۹| آپارتمان ۱۹۶۰| داستان وست‌ساید ۱۹۶۱| لورنس عربستان ۱۹۶۲| تام جونز ۱۹۶۳| بانوی زیبای من ۱۹۶۴| اشک‌ها و لبخندها ۱۹۶۵| مردی برای تمام فصول ۱۹۶۶| در گرمای شب ۱۹۶۷| الیور ۱۹۶۸| کابوی نیمه شب ۱۹۶۹| ژنرال پاتون ۱۹۷۰| ارتباط فرانسوی ۱۹۷۱| پدرخوانده ۱۹۷۲| نیش ۱۹۷۳| پدرخوانده: قسمت دوم ۱۹۷۴| پرواز بر فراز آشیانه فاخته ۱۹۷۵| راکی ۱۹۷۶| آنی‌ هال ۱۹۷۷| شکارچی گوزن ۱۹۷۸| کرامر علیه کرامر ۱۹۷۹| مردم معمولی ۱۹۸۰| ارابه‌های آتش ۱۹۸۱| گاندی ۱۹۸۲| دوران مهرورزی ۱۹۸۳| آمادئوس ۱۹۸۴| از درون آفریقا ۱۹۸۵| جوخه ۱۹۸۶| آخرین امپراطور ۱۹۸۷| مرد بارانی ۱۹۸۸| رانندگی برای خانم دیزی ۱۹۸۹| با گرگ‌ها می‌‌رقصد ۱۹۹۰| سکوت بره‌ها ۱۹۹۱| نابخشوده ۱۹۹۲| فهرست شیندلر ۱۹۹۳| فارست گامپ ۱۹۹۴| شجاع‌دل ۱۹۹۵| بیمار انگلیسی ۱۹۹۶| تایتانیک ۱۹۹۷| شکسپیر عاشق ۱۹۹۸| زیبای آمریکایی ۱۹۹۹| گلادیاتور ۲۰۰۰| یک ذهن زیبا ۲۰۰۱| شیکاگو ۲۰۰۲| بازگشت پادشاه ۲۰۰۳| دختر میلیون دلاری ۲۰۰۴| تصادف ۲۰۰۵| رفتگان ۲۰۰۶

نوشته شده توسط محمد رضا در 14:47 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه نوزدهم مهر 1386

ابديت

     

به نظاره آسمان رفته بودم ؛
گرم تماشا و غرق در اين دريای سبز معلقی که بر آن ،
مرغان الماس پر
ستارگان زيبا و خاموش ،
تک تک از غيب سر می زنند و دسته دسته
به بازی افسون کاری شنا می کنند .
آن شب نيز ماه با تلالؤ پر شکوهش
که تنها لبخند نوازشی است
که طبيعت بر چهره ی نفرين شدگان کوير می نوازد ،
از راه رسيد و گل های الماس شکفتند
و قنديل زيبای پروين - که هر شب ،
دست ناپيدای الهه ای آن را از گوشه ی آسمان ،
آرام آرام به گوشه ای ديگر می برد - سر زد .
و آن جاده ی روشن و خيال انگيزی که
گويي يک راست به ابديت می پيوندد !

 (دکتر علی شريعتی )

 

نوشته شده توسط محمد رضا در 11:43 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه هفدهم مهر 1386

پنجاه شخصيت معروف جهان

       

        

5
پنج شخصيت سرشناس بدون تحصيلات دانشگاهي
ارنست همينگوي ( نويسنده آمريكايي)
آبراهام لينكلن ( رئيس جمهور سابق ايالات متحده )
راكفلر ( ميلياردر آمريكايي )
ويرجينيا ولف ( نويسنده بريتانيايي )
برنارد شاو ( نويسنده و نمايش نامه نويس بريتانيايي )
5
پنج قهوه خور معروف تاريخ
ناپلئون بناپارت ( امپراطور فرانسه )
باخ ( آهنگساز آلماني )
ژان ژاك روسو ( فيلسوف و نويسنده فرانسوي )
كانت ( نظريه پرداز آلماني )
بالزاك ( داستان نويس فرانسوي )
5
پنج هنرمند مشهوري كه از فقر مطلق شروع كردند
وان گوگ ( نقاش معروف هلندي )
جك لندن ( نويسنده مشهور آمريكايي )
مولير ( نمايش نامه نويس فرانسوي )
داستايفسكي ( نويسنده روسي )
ماكسيم گوركي ( نويسنده روسي )
5
پنج چپ دست معروف جهان
چارلي چاپلين ( بازيگر و كارگردان انگليسي آمريكايي )
باخ ( آهنگساز آلماني )
لئوناردو داوينچي ( نقاش و مخترع ايتاليايي )
ميكل آنژ ( نقاش ايتاليايي )
كيم نوداك ( بازيگر آمريكايي )
5
پنج پادشاهي كه عمر حكومتشان زياد بود
لويي پانزدهم ( پادشاه فرانسه ) 72 سال
ويكتوريا ( ملكه انگلستان ) 64 سال
جرج دوم ( پادشاه فرانسه ) 60 سال
لويي شانزدهم ( پادشاه فرانسه ) 59 سال
هنري سوم ( پادشاه انگلستان ) 56 سال
5
بهره هوشي پنج شخصيت سرشناس تاريخ
- توضيح اينكه بهره هوشي افراد معمولي مابين 85 تا 115 است و افرادي كه بالاتر از 125 بهره هوشي دارند ، نابغه به حساب مي آيند .
گوته ( شاعر آلماني ) 185
چارلز ديكنز ( داستان نويس بريتانيايي ) 145
ناپلئون ( امپراطور فرانسه ) 140
گاليله ( اخترشناس و رياضيدان ايتاليايي ) 145
موتزارت ( آهنگساز اتريشي ) 150
5
پنج نويسنده معروفي كه علي رغم لياقتشان به آنها جايزه نوبل تعلق نگرفت
لئون تولستوي
آنتوان چخوف
برتولت برشت
هنريك ايبسن
مارك تواين
5
پنج فيلم مطرح تاريخ سينما
دزد دوچرخه ( ويتوريا دسيكا )
روشنايي هاي شهر ( چارلي چاپلين )
جويندگان طلا ( چارلي چاپلين )
رزمناو پوتمكين ( سرگئي ايزنشتاين )
تعصب ( ديويد دارك گريفيث )
5
پنج زوج هنري كه مدتها با هم همبازي بودند
استان لورل و اليور هاردي 105 فيلم
بود ابوت و لو كاستلو 36 فيلم
دين مارتين و جري لوئيس 17 فيلم
فرد استر و جينجر راجرز 10 فيلم
كاترين هيپبورن و اسپنسر تريسي 9 فيلم
5
پنج فضانوردي كه جزو اولين ها بودند
يوري گاگارين ( شوروي )
لي يي شپارد ( آمريكايي )
ويرجين گريسام ( آمريكايي )
تيتوف ( شوروي )
گلن ( آمريكايي )
5
پنج بازيگر معروف ايفاگر نقش هملت
ريچارد بوربيچ
توماس بترتون
ادوين بوث
سر هنري ايرونيك
سرجانسن فوريس
5
پنج انسان سرشناسي كه در ايام پيري مهمترين كار را انجام دادند
تولستوي در 82 سالگي كتاب (( من نمي توانم ساكت باشم )) را نوشت .
جرج برناردشاو در 93 سالگي نمايشنامه (( قصه هاي خارق العاده پند آموز )) را نوشت
پيكاسو در 90 سالگي بهترين نقاشي هايش را كشيد
چرچيل در 82 سالگي كتاب (( تاريخ كشورهاي انگليسي زبان )) را نوشت .
سامرست موام در 84 سالگي كتاب (( ديدگاهها )) را نوشت .
5
پنج يك چشم معروف جهان
هريسون ( بازيگر معروف انگليسي )
جان فورد ( كارگردان ايرلندي )
ماركوني ( مخترع ايرلندي راديو )
موشه دايان
جان ميلتون ( شاعر و آزاديخواه انگليسي )
5
پنج مجرد معروف جهان
ژاندارك ( قديس فرانسوي )
آدام اسميت ( اقتصاددان انگليسي )
ولتر ( نويسنده و فيلسوف فرانسوي )
شوپن ( آهنگساز لهستاني )
بتهوون ( آهنگساز آلماني )
5
پنج هنرمند معروفي كه حقوقدان بودند
ژول ورن( نويسنده فرانسوي )
تاگور ( شاعر و نويسنده هندي )
فرانتس كافكا ( نويسنده چك )
پل سزان ( نقاش فرانسوي )
چايكوفسكي ( موسيقيدان روسي)

نوشته شده توسط محمد رضا در 10:37 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و چهارم شهریور 1386

كشيدن دخانيات از چه زماني شروع شد؟

اولين مردمي كه توتون را زراعت كرده و مي كِشيدند، سرخ پوستان شمال و جنوب آمريكا بودند. موقعي كه كريستف كلمب و ساير كاشفان اوليه آمريكا، قدم به اين قاره گذاشتند، متوجه شدند كه بومي هاي اين سرزمين از توتون و تنباكو به صورت مختلف استفاده مي كنند. مثلاً يك نوع چپق كشيدن بين سرخ پوستان رسم بود كه علامت صلح بود. گذشته از اين، سرخ پوستان عقيده داشتند كه تنباكو خواص دارويي داشته و اگر آن را بكشند از بيماري ها در امان خواهند بود.
تنباكو براي اولين بار در قرن شانزدهم، به خاطر معروفيتي كه از نظر خواص داروئي داشت، به اروپا برده شد و چپق هاي مخصوص آن نيز در اروپا عرضه شد. در 1619، چپق هاي مختلفي در انگليس ساخته شده و تعداد سازندگان اين چپق ها آنقدر زياد شدند كه حتي تشكيل يك صنف جداگانه را دارند. البته امروزه قسمت اعظم توتون به صورت سيگار به مصرف مي رسد.
سيگار كشيدن هم يك عادت خيلي قديمي است. كاشفان اوليه اسپانيائي متوجه اين موضوع شدند كه اهالي بومي هند غربي و مكزيك چيزي به اسم برگ سيگار دود مي كنند.
اهالي بومي هند غربي از يك نوع پوست نازك درخت نخل براي پيچيدن سيگار استفاده مي كردند و در مكزيك هم غلاف ذرت را براي اين منظور به كار مي بردند.
اولين مردمي كه از كاغذ براي پيچيدن سيگار استفاده كردند اسپانيائي ها بودند. كشيدن سيگار در كشورهاي نزديك مديترانه و درياي سياه و خصوصاً نواحي تحت حكومت تركيه به زودي رواج پيدا كرده و به شدت شايع شد. به طوري كه زماني كه ارتش انگليس، در سال هاي 1856- 1854 در «كريمه» مي جنگيدند، سيگارهاي تركي را كشف كرده و در بازگشت آن را به عنوان ارمغان با خود به لندن بردند، و بعد از چند سال، اولين كارخانه سيگار سازي در لندن افتتاح گرديد.

نوشته شده توسط محمد رضا در 12:19 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و چهارم شهریور 1386

كلم از كجا آمده است؟

كلم يك گياه بسيار قديمي است و گياهان خواركي ديگري كه نسلشان به اين گياه قديمي مي رسد، آنقدر تعدادش زياد است كه حتماً تصورش را هم نمي كرديد كلم يك چنين گياهي باشد!
هزاران سال پيش، كلم، گياه بي مصرفي بود كه در ساحل دريا در نقاط مختلف اروپا خود به خود مي روئيد كه داراي گل هائي زرد رنگ و برگ هائي حاشيه دار بود. ولي در حقيقت، اين گياه وحشي، مادر بيش از 150 نوع گياه زراعتي است كه از آن به عمل آمده اند. معروف ترين نوع كلم ها عبارتند از كلم معمولي، كلم پيچ، كلم دكمه اي، گل كلم، بروكلي و گلم قمري.
در كلم معمولي، يك غنچه مركزي وجود دارد كه برگها دور اين غنچه و نزديك به هم رشد كرده و چين مي خورند و بدين ترتيب يك كله تو پر و بزرگ به وجود مي آوردند. كلم قرمز و كلم سفيد برگ هاي منظمي دارند، كلم سفيد تازه يا به صورت خام در سالاد به مصرف مي رسد يا به عنوان سبزي در آشپزي به كار مي رود.
كلم پيچ، به كلم وحشي شباهت دارد براي اين كه برگ هايش خيلي بي قواره و جدا از هم رشد مي كنند. كلم دلمه اي تركيبي از كلم معمولي و كلم پيچ است. بدين ترتيب كه بر جستگي هاي كوچك كلم شكل، در روي يك ساقه قرار دارند و در انتهاي ساقه يك دسته برگ به شكل شكفته و پر، قرار گرفته است.
گلم كلم، گل هاي غنچه اي ظريف و خوشمزه اي دارد ولي برگ هاي اين نوع كلم زياد نيست. اين غنچه ها رشد مي كنند تا به صورت يك توده تو پر در مي ايند كه چند برگ جدا از هم در اطراف آن قرار دارد. ايتاليائي ها يك نوع از گلم كلم را پرورش داده اند كه «بروكلي» نام دارد.
كلم قمري، كه عبارت از يك ساقه به اصطلاح متورم شده توپي شكل است مربوط به آن قسمتي از ساقه است كه از زمين خاج شده، اين قسمت را موقعي كه تازه و ترد است، مي خوردند.

نوشته شده توسط محمد رضا در 12:15 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و چهارم شهریور 1386

آناناس اسم خود را از كجا گرفته است؟

وقتي شما به آناناس نگاه مي كنيد، حتماً فكر مي كنيد كه داريد به يك ميوه مي نگريد. ولي در حقيقت آناناس ميوه نبوده و بلكه گروهي از ميوه هاي كوچك به هم چسبيده است، كه هر كدام شبيه به يك سيب كوچك هستند. تخمدان مركزي، ساقه اي است كه هر يك از اين ميوه هاي كوچك روي آن به وجود مي آيد. ولي چون خود ميوه آناناس شبيه ميوه كاج است. بنابراين اسم آن را «پاين اپل» گذاشته اند.
اسپانيائي ها كه از كاشفان اوليه قاره آمريكا بودند، وقتي به آمريكاي جنوبي رسيدند، پي به وجود اين ميوه خوشمزه برده و در بازگشت آن را به عنوان ارمغان به اروپا آوردند و سال هاي سال بعد از آن اروپائيان خوش خوراك ثروتمند اين ميوه درشت و خوشمزه را در گلخانه هاي خصوصي خود پرورش مي دادند. بنابراين اين ميوه يك چيز كاملاً تجملي بود. همانطور كه صنعت حمل و نقل توسعه مي يافت. امكان اين فراهم مي شد كه آناناس در مناطق گرمسيري به عمل آمده و با كشتي به بازارهاي شمالي حمل شود.
بنابراين امروزه غالباً آناناس ديگر به صورت سابق در گلخانه پرورش داده نمي شود و اين نوع آن فراوان نيست.
امروزه مزارع وسيع آناناس در بسياري از جاهاي دنيا به وجود آمده است، مثل «هند غربي» فلوريدا، آفريقاي شمالي، هاوائي و استراليا.
گياه آناناس تا سه فوت رشد مي كند و در هر موقع از سال ميوه مي دهد. بعد از اين كه اين گياه رسيده باشد. جوانه هاي تازه اي براي محصول بعدي در روي آن ظاهر مي شوند. يك درخت آناناس ممكن است ساليان زيادي زندگي كرده، ميوه بدهد.
برگ هاي آناناس، حاوي يك نوع الياف است كه در پارچه سازي به كار مي رود.
براي به عمل آوردن گياه آناناس، به ندرت از تخم آن استفاده مي شود، بلكه معمولاً ازدياد اين گياه بيشتر با قلمه زدن به عمل مي آيد. در ضمن بايد اين گياه در زمين كاملاً زهكشي شده، كاشته شود. زمين هاي شن با چند اينچ عمق و براي اين منظور مناسب تر است. بعضي اوقات هم پرچين هاي بلندي در اطراف اين گياه درست مي كنند تا آن را از سرماي احتمالي و يا گرماي خيلي زياد حفظ مي كند.

نوشته شده توسط محمد رضا در 12:12 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و چهارم شهریور 1386

اولين دزد دريايي چه كساني بودند؟

دزدي دريايي كه در درياهاي بزرگ انجام مي گرفت هزاران سال ادامه داشت.
حتي كشتي هاي متعلق به يونان قديم و رومي ها، غالباً و بارها در درياي اژه و مديترانه، مورد حمله اين دزدان قرار مي گرفته است. در حقيقت دزدان دريايي تدريجاً آن قدر قدرت و جسارت پيدا كرده بودند كه حتي جائي را كه اكنون تركيه ناميده مي شود جهت مقرّ حكمروائي خود انتخاب كرده بودند.
به طوري كه رومي ها در سال 67 قبل از ميلاد، ناچار شدند كه يك كشتي سرباز را براي گوشمالي دادن اين دزدان جسور روانه و مقرّ حكمروائي آنها را خراب كنند.
دوره اوج شرارت و غارت دزدان دريائي بين سال هاي 1300 تا 1830 طول كشيد. اين دزدان دريايي بيشتر در بندرهاي آفريقاي شمالي مستقر شده بودند كه ايالت «بربرها» ناميده مي شدند و عبارت بودند از: مراكش، الجزيره، تونس و تريپولي. آنها به كشتي هاي اروپائي كه از مديترانه عبور مي كردند، حمله كرده و بعد از غارت كشتي مسافرين آن را دستگير كرده يا مي فروختند، يا به صورت غلام درآورده و يا به عنوان گروگان نگاه مي داشتند. بنابراين اگر الجزيره به سال 1830 توسط فرانسوي ها فتح نمي شد، شايد هرگز اين غارت و چپاول دزدان دريايي هم به اين زودي خاتمه نمي يافت.
يكي از اسم هائي كه براي دزدان دريائي داريم، لفظ «نوكانير» است. اين دسته دزدان بين سال هاي 1500 و 1600 در درياي اسپانيا به دزدي و غارت مشغول بوده اند. در اصل اصطلاح درياي اسپانيا، معني سواحل كارائيب آمريكاي مركزي و جنوبي را مي دهد. در روزهاي چپاول دزدان دريائي، اين كلمه، همان معني درياي كارائيب را مي داده است.
«بوكانير» ها غالباً ملاحان يا برده هاي فراري از كشورهاي مختلف بودند كه در جزاير يا بنادر هند شرقي گرد آمده بودند. آنها عادت داشتند كه چهار پايان وحشي را شكار كرده و روي سيخ هائي خشك كنند كه آن را بوكن مي ناميدند و بنابراين نام «بوكانير» را از اين اسم گرفته اند.
دزدان دريائي غالباً گنج ها و جواهراتي را كه از راه غارت و دزدي به دست مي آوردند، در زير زمين دفن مي كرده اند. چون مي خواستند كسي از جاي گنج هاي آنها خبر نداشته باشد.
بنابراين، امروزه هنوز هم خيلي ها معتقدند كه بسياري از اين گنج هاي مدفون دزدان دريايي در طول سواحل گلف از فلوريدا تا تگزاس، پراكنده است.

نوشته شده توسط محمد رضا در 12:5 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و چهارم شهریور 1386

اولين باغ وحش را چه کسی به وجود آورد؟

      

باغ وحش عبارت است از محلي كه انواع حيوانات زنده در آنجا نگهداري شده و به معرض نمايش گذارده مي شوند.
چرا اصلاً حيوانات وحشي را در باغ وحش نگاه مي داريم؟ بزرگترين دليل اين موضوع اين است كه بيشتر مردم، به حيوانات خيلي علاقه و توجه دارند. دليل ديگرش اين است كه بسياري از علما با مطالعه در زندگي حيوانات مي توانند خيلي چيزهاي با ارزش و جالبي فرا گيرند.
اولين باغ وحش دنيا تا آنجا كه مي دانيم، در زماني خيلي قديم يعني تقريباً حدود 1150 قبل از ميلاد مسيح، به وسيله يكي از امپراطوري هاي چين به وجود آمد؛ كه در اين باغ وحش انواع مختلف گوزن، پرنده و ماهي نگاهداري مي شد.
با وجود اين كه، اين باغ چيزي شبيه همين باغ وحش هاي امروزي ما بود، در ضمن داراي يك دروازه بزرگ بود كه راه ورودي آن به شمار مي رفت. درِ اين باغ وحش، احتمالاً بر روي مردم عادي باز نبوده است؛ يعني براي استفاده عموم نبوده و اختصاصاً فقط براي سرگرمي خود امپراطور و درباريان درست شده بود.
براي اين كه، در آن زمانها، گردآوري و نگاهداري اين حيوانات براي باغ وحش، خيلي خرج بر مي داشت، بنابراين باغ وحش ها در دوران باستاني، متعلق به پادشاهان اشخاص خيلي ثروتمند بوده است و بسياري از آنها صاحب مجموعه هائي از پرندگان، ماهي ها و انواع ديگر حيوانات كمياب و نادر بوده اند.
اولين باغ وحش عمومي دنيا، در سال 1793 در پاريس به وجود آمد كه درحقيقت يك باغ نباتات بود. اين باغ وحش علاوه بر حيوانات، شامل يك موزه و يك باغ گياه شناسي هم بود.
بزرگترين باغ وحش بعدي دنيا در سال 1829 در «ريجنت پارك» لندن به وجود آمد. بعداً نوبت «باغ وحش برلين» مي رسد كه در سال 1844 ايجاد شد كه يكي از زيباترين و جالب ترين باغ وحش هاي دنيا در نوع خودش مي باشد.
ساير باغ وحش هاي ديدني هم در انگلستان ايجاد شده اند. به طور مثال در باغ وحش «ويپسنبد» و در «بلفوردشاير» انواع حيوانات از گوشه و كنار دنيا، آزادانه در محوطه بزرگ باغ وحش مشغول زندگي و گردش و راه رفتن هستند و فقط با تنها موانعي كه روبرو مي شوند، حصارهاي ايمني است كه در اطراف محل زندگيشان ساخته شده است.

نوشته شده توسط محمد رضا در 11:41 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و چهارم شهریور 1386

Blobfish

موجودی که در بالا می بینید Blobfish نام دارد و در آبهای استرالیا و تاسمانی زندگی می کند. این موجود در اعماق دریا رندگی میکند و بسیار نادر می باشد. چگالی بدن ژلاتینی این جانور اندکی از آب کمتر می باشد که به همین دلیل می تواند بدون صرف انرژی در آب و بر روی کف دریا حرکت کند.

نوشته شده توسط محمد رضا در 10:29 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و چهارم شهریور 1386

مشهد اردهال يا مشهد قالي


     

يكي از رسمهايي كه از زمانهاي گذشته در چهاردهم ماه مبارك رمضان گنبد قابوس, گميشان, بندرتركمن ونواحي ديگر تركمن صحرا برگزار ميشود, مراسم ((يا رمضان)) (ياري رمضان: نيمه رمضان) است.
پس از اقامة نماز عشاء و تراويح دستهاي تشكيل ميشود و اين دسته از بين خود يك ميداندار و يك صندوقدار به نام ((إشِك)) انتخاب ميكند كه كيسهاي را بر دوش خود حمل ميكند. ميداندار از اولين خانه ((يا رمضان)) شروع ميكند.
ميداندار شروع به خواندن اشعار زير ميكند و بقيه نيز بعد از هر دو بيت با گفتن آلّاو (الله هو) به او جواب مي دهند. پس از آن صاحبخانه نذري خود را به صندوق دار(إشِك) ميدهد. و اگر خانوادهاي نذري ندهد اينقدر اين اشعار را تكرار ميكند تا اگر صاحبخانه چيزي نيز نداشته باشد, حداقل آبي به روي آنها بپاشد. اين مراسم تا سحر ادامه دارد. نذري جمع شده در نهايت بين نيازمندان تقسيم ميشود.

نزديك به دوازده چوبدار در صحن شاهزاده حسين گرد هم مى‏آيند و چوبهايشان را در هوا تكان مى‏دهند و اشعار مذهبى مى‏خوانند. به مرور اهالى فين با چوبهايشان براى شركت در مراسم جمع مى‏شوند. فين‏ها وارد صحن صفا مى‏شوند و با سر دادن نداى حسين حسين به خونخواهى امامزاده مى‏پردازند. وقتى ميزان نفرات به حد نصاب رسيد هيأت امنا گزارش‏هايى را در ارتباط با تعميرات و ساير اقدامات عمرانى صورت گرفته به مردم ارائه مى‏كنند. پس از قرائت گزارش‏ها، برنامه لغت‏نامه و مرثيه‏خوانى انجام مى‏شود و بعد از آن مراسم قاليشويان آغاز مى‏شود. تعريف لغت‏نامه: از افرادى كه مورد لعن قرار مى‏گيرند يكى چراغ كوش كِرمِه است، وى همان زرين كفش است كه امامزاده را به شهادت رساند او بعد از كشتن حضرت به روستايى گريخت و به خانه پيرزنى رفت، چراغ خانه او را خاموش كرد و در تنور منزل او پنهان شد. اهالى بعد از مدتى او را يافته و به سزاى عملش مى‏رسانند.

نوشته شده توسط محمد رضا در 10:23 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه نوزدهم شهریور 1386

پندهاوحکمتها(5)

 

  


5
با نادان راز مگوي
حضور دانشمندان را گرامي دار و از ايشان سوال کن و جواب شنو
به هيچکس دروغ مگوي
از بي شرم مال مگير
به نزد بدکار چيزي گرو مگذار
نه به راست نه به دروغ هرگز سوگند مخور
تا تواني مردم را به زبان ميازار
به ضرر و دشمني کسي راضي مشو
تا حدي که مي تواني از مال ببخش
کسي را فريب مده تا دردمند نشوي
پيشواي نيک را گرامي دار و سخنش بپذير
جز از خويشان و دوستان از کسي وام مگير
سخن را آشکارا بيان کن
بدون انديشه سخن مگوي
بر خلاف قانون به کسي وام مده
مرد فقير و بينوا را تمسخر مکن شايد تو نيز روزي بينوا شوي
سخن به موقع بگو زيرا بسيار خاموشي بهتر از تکلم و بسا تکلم بهتر از خاموشي است
راستگو را براي پيغام بفرست
فرومايه را اعتنا مکن و شخص محترم را در پايه اش پاداش رسان
خوش صحبت باش
شيرين گفتار باش
منش خود را نيک بدار
از نيک کرداري خود غره مشو و رجز مخوان
 خيانت مکن
از بزرگ و نيک سخن بخواه
از هر کس و هر چيز مطمئن باش
فرمان خوب ده تا بهره خوب گيري
بيگناه باش تا بيم نداشته باشي
سپاس دار باش تا لايق نيکي باشي
با مردم يگانه باش تا محترم و مشهور باشي
راستگو باش تا استقامت داشته باشي
متواضع باش تا دوست بسيار داشته باشي
دوست بسيار داشته باش تا معروف باشي
معروف باش تا زندگاني به نيکي گذراني
مطابق وجدان خود رفتار کن که بهشتي شوي
سخي و جوانمرد باش تا آسماني باشي
با قدر نشناس و ناسپاس معاشرت مکن
روح خود را به خشم و کين آلوده مساز
در هر کار و گفتار تواضع و ادب را فراموش نکن
هرگز ترشرو و بدخو مباش
در انجمن نزد نادان منشين که تو را نادان ندانند
در مجالس در صدر منشين تا از آنجا ترا بلند نکنند و به جاي پايين تر ننشانند
نسبت به پدر و مادر خود فرمانبردار باش
اگر خواهي از کسي دشنام نشنوي کسي را دشنام مده
تند و عصباني مباش
با کسي که پدر و مادر از او ناخشنودند همکار مباش تا گناهکار نباشي
براي شرم و ننگ مرتکب گناه مشو
دو رو و سخن چين مباش
در انجمن نزديک دروغگو منشين
چالاک باش تا هوشيار باشي
سحرخيز باش تا کار خود را به نيکي به انجام برساني
دشمن کهنه را دوست نو مساز زيرا دشمن کهنه مانند مار سياه است که حتي بعد از صد سال انتقام را فراموش نمي کند
دوست کهنه را گرامي دار و در دوستي او استوار باش
خدارا را ستايش کن و دل را شاد ساز تاخدا هم نيکي تو را بيافزايد
حکمرانان را نفرين مکن زيرا آنان پاسبانان مردم هستند
اي پسر من بشنو تورا مي گويم که بهترين بخششها تعليم و تربيت مردم است زيرا مال و مکنت زوال پذيرد و چهارپايان بميرند ولي دانش و تربيت باقي بماند
هميشه روح خود را بيدار دار
براي نام خود از کسب و کار احتراز مکن
پارسا در آسايش ماند و بدکار هميشه گرفتار اندوه است
اگرچه افسون مار به خوبي بداني اما دست به مار مزن تا تو را نگزد و نميري
اگرچه شناوري خوب بداني اما زياد در آب مرو تا غرق نشوي
با هيچکس و به هيچ آييني پيمان شکني مکن که آسيب به تو نرسد
مال کسان را تاراج مکن و با مال خود مياميز
مغرور و خودپسند مباش
مردم داراي همان خويي هستند که از زمان شيرخوارگي خود کسب نموده اند
هيچ فرازي بدون نشيب و هيچ نشيبي بدون فراز نيست
چون خوشي رسد بسيار خشنود و غره مشو و چون سختي فرا رسد غمگين و افسرده مباش زيرا هر خوشي يک ناخوشي و هر نيکي يک بدي در پس دارد
خوراک زياد مخور
از هر خوراک مخور و زود زود به مجلس عيش بزرگان مرو که پسنديده نيست
اي پسر تورا مي گويم که بهترين چيزها براي سخاوت تعليم و تربيت مردم است.

نوشته شده توسط محمد رضا در 15:45 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه نوزدهم شهریور 1386

پندهاوحکمتها(4)

 

    

4
اي پسر من نيکوکار باش نه بدکار زيرا زندگاني انسان جاودان نيست و هيچ چيز از کردار نيک لازمتر نمي باشد.
آنچه را گذشته است فراموش کن و بدانچه نرسيده رنج و اندوه مبر.
خود را به بندگي ، بکسي مسپار.
هرکس با تو کينه ورزد و خشم گيرد از او کناره جو.
هميشه و هر جا توکل به خدا داشته باش و دوستي با کسي کن  که به تو بيشتر سود رساند.
هرچه شنوي به عجله و بيهوده مگو.
بيهوده مخند.
قبل از جواب دادن تفکر کن
هيچکس را تمسخر مکن.
با بدکار همراز مشو.
با خشمگين همراه مشو.
با فرومايه مشورت مکن.
با مست همخوراک مشو.
بدچشم را به معاونت خود قبول مکن.
به حسود مال خود را نشان مده.
ازپادشاهان فرمان ناحق مخواه.
از سخن چين و دروغ گو سخن مشنو.
در مجازات مردم کينه نورز.
در معبر عام مجادله نکن.
با ثروتمند هم خوراک مشو.
رادمرد را مزن.
براي جاه و مقام مجادله مکن.
با پاک نظر ، کارآگاه ، هشيار و نيکخو مشورت و دوستي کن
از مرد قوي و متمول و کينه توز دور باش
با اديب دشمن مباش

نوشته شده توسط محمد رضا در 15:43 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه نوزدهم شهریور 1386

پندهاوحکمتها(3)

 

      


3
متواضع و فروتن باش .
قدرت بخشندگي را از ياد نبر .
نسبت به مردمي که به تو مي گويند صادق و بي ريا هستي مواظب باش .
دوستي هاي قديم را دوباره تازه کن .
سعي کن زندگي همواره برايت پيام داشته باشد .
کتاب مورد علاقه ات را براي بار دوم بخوان .
طوري زندگي کن که روي سنگ قبرت بنويسند " شخصي که از هيچ چيز در زندگي اش پشيمان نبود "
احمقانه رفتار مکن .
هيچ وقت فرصت ابراز علاقه به ديگران را از دست نده .
وقتي مي خواهي يک رابطه عاشقانه همان طور بماند فقط بگو " من مقصر بودم "
هيچ وقت تکه آخر شيريني را نخور .
بدان در چه وقت بايد سکوت کني .
وقتي مسواک مي زني شير آب را ببند .
سعي کن مشکلات را به جاي بزرگ کردن حل کني .

نوشته شده توسط محمد رضا در 15:40 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه نوزدهم شهریور 1386

پندها وحکمتها(2)

 

 

2
از بين کتابهايت آنهايي را امانت بده که بازگشتشان برايت مهم نباشند
سعي کن خيلي هوشيار باشي شانس گاهي اوقات خيلي آرام در مي زند .
هميشه ساعتت را 5 دقيقه جلو بکش
کسي را که اميدوار است هرگز نا اميد مکن شايد اميد تنها دارايي او باشد .
وقتي با بچه ها بازي مي کني سعي کن آنها برنده شوند .
هيچگاه در دستگاه پيام گير تلفن پيام نا مفهوم نگذار .
وقت شناس باش .
از افراد ناشايست دوري کن .
اصالت داشته باش .
از حدي که لازم است مهربانتر باش .
وقتي عصباني هستي به هيچ کاري دست نزن .
تا وقتي شغل بهتري پيدا نکردي شغل فعليت را از دست نده .
سعي کن مفيد ترين و با احساس ترين آدم روي زمين باشي .
از کسي کينه به دل نگير .
براي تمام موجودات زنده ارزش قائل باش .
شکست را به راحتي بپذير
وقتي پيروز شدي فخر فروشي نکن .
خودت را درگير مسائل بي اهميت نکن .
هرگز به کسي نگو خسته و افسرده به نظر مي آيد .
هميشه به قولت وفادار باش .
تا مي تواني جدايي ها را به وصل تبديل کني .
عادت کن هميشه حتي وقتي ناراحت هستي خودت را سرحال نشان بدهي .
زندگي را سخت نگير .
هيچ وقت قمار بازي نکن .
وقتي با کار سختي روبرو شدي به خودت تلقين کن که شکست غير ممکن است .
از وسايلت به خوبي محافظت کن .
انتظار نداشته باش پول برايت خوشبختي بياورد .
براي تغيير دادن ديگران بيش از اندازه تلاش نکن .
هميشه خوش ظاهر و شيک پوش باش .
پلها را از بين نبر شايد مجبور باشي روزي بار ديگر از روي رودخانه رد شوي .
خودت را دست کم نگير .

نوشته شده توسط محمد رضا در 15:37 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه نوزدهم شهریور 1386

پندهاوحکمتها (1)

 

    

۱

روز تولد ديگران را به خاطر داشته باش
حداقل سالي يکبار طلوع آفتاب را تماشا کن
براي فردايت برنامه ريزي کن
از عبارت " متشكرم " زياد استفاده کن
نواختن يک آلت موسقي را ياد بگير
زير دوش آب براي خودت آواز بخوان
براي هر مناسبت کوچکي جشن بگير
اجناسي را که بچه ها مي فروشند را بخر
هميشه در حال آموختن باش
آن چيزي را که مي داني به ديگران بياموز
روز تولدت يک درخت بکار
دوستان جديد پيدا کن اما قديميها را از ياد مبر
از مکانهاي مختلف عکس بگير
راز دار باش
فرصت لذت بردن از خوشي هايت را به بعد موکول نکن
به ديگران متکي نباش
هيچ وقت در مورد رژيم غذاييت با ديگران صحبت نکن
اشتباهايت را بپذير
بدان که تمام اخباري که مي شنوي درست نيست
گاهي براي خودت سوت بزن
شجاع باش و اگر نيستي وانمود کن که هستي چون هيچ کس نمي تواند تفاوت اين دو را تشخيص دهد
به کسي کنايه نزن

نوشته شده توسط محمد رضا در 15:27 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386

گفتاربزرگان

 

        

کسی که به آبادانی  می کوشد جهان از او به نیکی یاد می کند . فردوسی خردمند
یک زندگی را وقتی می شود با خوشبختی قرین دانست که شروعش با عشق باشد و ختمش با جاه طلبی . بوسکالیا
رویش باغ سکوت ، در هنگامه خروش و همهمه ارزشش را نشان می دهد .  اُرد بزرگ
اگر کسی ترا آنطور که میخواهی دوست ندارد، به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد . گابريل گارسيا مارکز
اگر شما دشمن دارید ، بدی او را با خوبی پاداش ندهید ، زیرا این امر موجب شرمساری او می گردد . ولی به او وانمود کنید که او با این عمل خود برای شما خدمتی انجام داده است . نیچه
نادانی و پستی یک نفر در گذشته ، نمی تواند میدان انتقام از خاندان او باشد . اُرد بزرگ
آنانکه از رسیدن به ریشه ها هراس دارند ، در روزمرگی دست و پا می زنند .  اُرد بزرگ
آدمی باید از گناه بپرهیزد ، هر چه را به خویش نمی پسندد به دوست و دشمن خود روا ندارد . بزرگمهر
اراده محکم و متین که بخواهد به هر کس آنچه سزاوار است بدهد عدالت نام دارد . اولپن
اگر کمی چیزهای غیر لازم را بدانی بهتر از این است که هیچ ندانی . سندکا
آسوده حال کسی است که بردبار است . بزرگمهر
شناور بودن خرد آدم در جهان احساس  به او میدان بروز و رشد هنر را داده است . اُرد بزرگ
اول صحت ، دوم جمال ، سوم مال و چهارم رفیق . این ها پله های نردبان سعادت است . ساموئید
تمام افکار خود را روی کاری که دارید انجام می دهید متمرکز کنید . پرتوهای خورشید تا متمرکز نشوند نمی سوزانند. گراهام بل
روي زمين خانه موقتي است و زير زمين جايگاه ابدي . ساموئل آدامز
آن که در آموختن جهد نمی کند هرگز نباید در انجمن دانایان لب به گفتار بگشاید . بزرگمهر
اراده از آن مرد کور نیرومندی است که بر دوش خود مرد شل بینایی را می برد تا او را رهبری کند. شوپنهاور
در كارهاي دشوار نشاط بسيار وجود دارد . لویی پاستور
پیشداوری درباره اخلاق به این معناست که نیت اعمال را منشاء آنها می دانیم . فردریش نیچه
خودخواهی ، کاشی سادگی  روانت را ، خواهد شکست . اُرد بزرگ
پسرها ، لنگرهای زندگی مادرانند . سوفوکل
آنکس که نتواند در حلقۀ شادی و نشاط دیگران به صورت یکی از افراد در آید ، یا مغرور است یا ریاکار و یا در قید تشریفات . لاواتر

نوشته شده توسط محمد رضا در 11:25 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه پنجم شهریور 1386

زندگی یعنی.........

 

    


زندگی یعنی بازی سه ، دو ، یک …
سوت داور............
بازی شروع شد!!!
دویدی ، دست و پا زدی ،
غرق شدی ، دل شکستی ،
عاشق شدی ، بی رحم شدی ،
مهربون شدی…
بچه بودی ، بزرگ شدی ،
پیر شدی
سوت داورــــــ0?ــــــــــ
بازی تمام شد...
زندگی را باختی
چاباریست

    

نوشته شده توسط محمد رضا در 13:0 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه پنجم شهریور 1386

سیزده نکته برای زندگی ازنظرگابريل گارسيا ماركز

 

      

۱ ـ دوست دارم تورا نه به خاطرشخصیتت بلکه به خاطر شخصیتی که در هنگام با تو بودن پیدا می کنم.
۲ ـ هیچکس لیاقت اشکهای تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی دارد باعث ریختن اشک های تو نمی شود.
۳ ـ اگر کسی تو را آن طور که می خواهی دوست نداشت به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد.
۴ ـ دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب تو را لمس کند.
۵ ـ بدترین شکل دلتنگی برای کسی آن است که در کنار کسی باشی وبدانی که هرگز به او نخواهی رسید.
۶ ـ هرگز لبخند را ترک نکن حتی وقتی ناراحت هستی چون هر کس امکان دارد عاشق لبخند تو باشد.
۷ ـ تو ممکن است در تمام دنیا فقط یک نفر باشی ولی برای بعضی افراد تمام دنیا هستی.
۸ ـ هرگز وقتت را با کسی که حاضر نیست وقتش را با تو بگذراند نگذران.
۹ ـ شاید خدا خواسته که بسیاری افراد نامناسب را بشناسی وسپس شخص مناسب را،به این صورت وقتی او را یافتی بهتر
می توانی شکرگزار باشی.
۱۰ ـ به چیزی که گذشت غم مخور به آنچه پس از آن آمد لبخند بزن.
۱۱ـ همیشه افرادی هستند که تو را می آزارند با این حال همواره به دیگران اعتماد کن و فقط مواظب باش به کسی که تو را آزرده دوبار اعتماد نکنی.
۱۲ـ خود را به فردی بهتر تبدیل کن و مطمئن باش که خود را می شناسی قبل از اینکه شخص دیگری را بشناسی و انتظارداشته باشی او تو رابشناسد.
۱۳ـ زیاده از حد خود را تحت فشار نگذار بهترین چیزها زمانی اتفاق می افتد که انتظارش را نداری.

نوشته شده توسط محمد رضا در 12:50 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه سی ام مرداد 1386

طولاني ترين نامه جهان را فلسطيني ها نوشتند

 

  "آري صلح" عنوان طولاني ترين نامه جهان است كه به وسيله يوسف حيدر ، دو ميليون و سيصد هزار بار روي رول كاغذ به طول يك كيلومتر نوشته شد.
به نوشته پايگاه اينترنتي البيان، نوشتن اين نامه دو سال به طول انجاميد و حيدر از 19 مارس 2003 تا 19 مارس 2005 به اين كار مشغول بود.

نوشته شده توسط محمد رضا در 14:14 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه سی ام مرداد 1386

مرغ قزويني قوقولي قوقو مي كند

 

میگم دنیای عجیبیه میگی نه.   

      

مرغ 9 ساله قزويني در يك پديده نادر هم قد قد مي كند و هم قوقولي قوقو.
به گزارش واحد مركزي خبر حسن بيگي صاحب اين مرغ گفت: 9 سال پيش اين مرغ را زماني كه جوجه بوده خريد و تا پارسال هم از اين مرغ 85 جوجه گرفته ولي نزديك به يك سال است كه ديگر تخم نمي گذارد و دو سالي هم هست كه صداي خروس درمي آورد و صبح ها موقع نماز و طلوع آفتاب آواز مي خواند.صاحب اين مرغ گفته است: متوسط عمر مرغ ها 7 سال است ولي اين مرغ 9 سال و 3 ماه سن دارد و بعد از 7 سالگي روي پاهايش چنگك درآورده و پرهاي سينه اش هم سفيد شده است.کیهان ۳۰ مرداد ۸۶

نوشته شده توسط محمد رضا در 12:23 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه سی ام مرداد 1386

خال کوبی

 

   

تو دنیای عجیب اینم یه جورشه

نوشته شده توسط محمد رضا در 9:38 |  لینک ثابت   •