X
تبلیغات
برمدار سينما - گفتگوی اختصاصی قدیمی ها با پوری بنایی
 
برمدار سينما
 
 
غیرازهنرکه تاج آفرینش است دوران هیچ منزلتی پایدارنیست
 

گفتگوی اختصاصی قدیمی ها با پوری بنایی
 خانه من، قلب میلیون ها ایرانی است
 مراسم یادبود مادران سینمای ایران عصر روز 12 خرداد ماه 1389 در خانه هنرمندان ایران برگزار شد. پوری بنایی بازیگر پیشکسوت و قدیمی سینما که در آن مراسم حضور داشت به درخواست ماه چهره خلیلی به روی صحنه دعوت شد و با جملاتی کوتاه گفت: من در جایی صحبت می کنم که احساس خوبی در آن داشته باشم، خانه هنرمندان خانه ما نیست و من تنها دوست دارم در برابر پروین سلیمانی و تمام مادران سینمای ایران که افتخار همکاری با آن عزیزان را داشتم سر تعظیم فرود آورم.
حال این جملات پوری بنایی باعث آن شد که روزنامه جمهوری اسلامی به وی انتقاد کنند. پوری بنایی یکی از معدود هنرمندانی است که در اکثر مراسم های درگذشت سایر همکارانش حضوری چشمگیر و فعال دارد. در این خصوص با پوری بنایی عزیز گفتگویی انجام داده ام که از نظرتان می گذرد.

خانم بنایی، مراسمی برای بزرگداشت مادران سینمای ایران گرفته شده بود و شما هم در آن مراسم صحبت کردید، روزنامه جمهوری اسلامی خبری چاپ کرده بود که شما گفتید "خانه هنرمندان خانه ما نیست" و متاسفانه شما را هنرپیشه مبتذل سینمای قبل از انقلاب معرفی کرده بود، چه صحبتی در این رابطه دارید؟

من به احترام مادر های گل از دست رفته سینمای ایران مثل رقیه چهره آزاد، حمیده خیر آبادی - نادره -، پرخیده، پروین سلیمانی، فرخ لقا هوشمند، ایران قادری و ایران دفتری به خانه هنرمندان رفتم. من نمی خواستم در آن مراسم سخنرانی کنم ولی وقتی از من خواستد صحبت کنم، در جایگاه قرار گرفتم. از آقای اکبر عبدی بی نهایت تشکر می کنم که با احترام از هنرپیشه های سینمای قدیم مثل محمدعلی فردین، رضا بیک ایمانوردی، ناصر ملک مطیعی، نصرت الله وحدت و نصرت الله کریمی یاد کردند.
من می خواهم به این روزنامه ها - که البته اسم من را نیاوردند چون می دانستند اگر اسم من را بیاورند باید جواب پس بدهند - بگویم که من هنرپیشه مبتذل سینمای قبل از انقلاب نبودم، من در سینمای قبل از انقلاب با پوشیدگی و نجابت کار کردم. در قبل و بعد از انقلاب کارهای خیر می کردم و الان هم با جان و دل انجام می دهم و اگر اینها اسم من را می آوردند که - پوری بنایی هنرپیشه مبتذل سینما - من هم حسابی برای اینها جواب داشتم. از هنرپیشه های زن به غیر از من کسی آنجا صحبت نکرد و اینها اشاره به من داشتند، در هر صورت باید به این روزنامه ها بگویم که من هم برای شما جواب دارم و مصاحبه خواهم کرد و می گویم که من هنرپیشه مبتذل سینما نبودم، از اینکه گفتم آن خانه، خانه ما نیست، واقعا خانه ما نیست چون ما در این سینما کار نمی کنیم پس بنابراین خانه ای در این سینما نداریم. خانه ما در قلب میلیون ها ایرانی است، که ملت ایران با تمام وجودشان ما را دوست دارند، به ما احترام می گذارند، به ما توجه دارند و حس می کنم خانه ما در قلب ملت ایران است و قشنگترین خانه را در این مملکت داریم.

اصلا به این روزنامه ها که این چنین می نویسند توجه نکنید.
 من یک مسئله به شما بگویم در سینمای گذشته و الان که دور از عشقم، سینما هستم و کار نمی کنم، همیشه این گونه بود که هر کسی در هر موقعیتی که مطرح شود، در موردش حرف زیاد می زنند، پس بنابراین نشان دهنده این است که هنوز مطرح هستم.

سینما بسیار پیشرفت کرده، بسیار امکانات هست و از همه مهمتر هنرپیشه های سینمای امروز تحصیل کرده و زیبا هستند، ولی چرا مردم هنوز به سینمای قبل از انقلاب علاقه دارند و آن سینما را بیشتر می پسندند و چرا سینماهای امروز خلوت است؟

ما آن زمان با نداشتن امکانات کار می کردیم مثل الان نبود که میلیارد ها پول هزینه ساخت فیلمی شود، ولی مهمترین مسئله صداقتی بود که در آن سینما وجود داشت ما با صداقت، نجابت، پاکی و شرف زندگی و با جان و دل کار کردیم. هیچ وقت به خاطر پول جلوی دوربین نرفتم و خدا را شاهد می گیرم چند فیلم بازی کردم و پول نگرفتم و با عشق کار کردم.

 مثلا برای فیلم قیصر 100 هزار تومان پول گذاشتم و تا ریال آخر سفته ها را خودم پرداخت کردم و 30 هزار تومان دستمزدم را هم ندادند ولی خوشحالم از اینکه فیلم قیصر با راهنمایی های خوب مسعود کیمایی در خاطرات مردم مانده و هر جوانی را که می بینم می گوید: خانم بنایی من 20 بار قیصر را دیده ام. این برای من مهم است و دیگر مال دنیا یک سر سوزن برای من ارزش ندارد و خوشحالم از اینکه سینمای گذشته همیشه در خاطرات مردم هست. چرا که ما در سینمای گذشته عضو یک خانواده بودیم به هیچ عنوان دسته بندی نبود که این برای آن بزند و آن برای این، و تا جایی که از دستم بر می آمد جوان ها را به سینما معرفی می کردم. به عنوان مثال فرزان دلجو را من به مرحوم میثاقیه معرفی کردم و دوست داشتم جوان ها در سینما بیایند و کار کنند.

پوشش هنرپیشه های زن در آن زمان به چه صورت بود؟ خود هنرپیشه می خواست یا کارگردان؟
در آن سینما هر کسی دوست داشت پوشیده یا بدون لباس بازی کند، این خواست خود هنرپیشه ها بود و کسی اجبار نمی کرد که شما باید حتما این گونه باشید. مثلا فیلم غزل صحنه های س.ک.س.ی زیادی داشت، من به آقای پرویز صیاد و مسعود کیمیایی گفتم من هنرپیشه س.ک.س.ی سینما نیستم و من به هیچ عنوان این صحنه های لختی را بازی نخواهم کرد و آقای صیاد قبول کرد و یادش بخیر و جای ایشان در ایران خالی است.

خانم بنایی عزیز از بین صحبت هایتان پیداست که دیگر علاقه به بازی در سینمای امروز ندارید. چه اتفاقی باید بیفتند که شما علاقه مند به بازی در این سینما شوید؟

من الان عشقی که به کار خیر دارم بسیار من را ارضا می کند، اگر قرار باشد در سال 2 فیلم بازی کنم بهتر است که در سال صد کار خیر انجام دهم. برای سالمندان کهریزک، محک، توانبخشی حضرت علی و … با افتخار کار می کنم.

چه صحبتی با مردم هنردوست ایران دارید؟
از هموطنان عزیزم سپاسگزاری می کنم که 31 سال از انقلاب می گذرد، ولی وقتی نسل جوان من را می بینند، بسیار عزت و احترام می نمایند و چقدر زیبا و با احترام از ما یاد می کنند و من با تمام وجودم می گویم، من کوچک همه ملت ایران هستم و سپاس گزارم از همه مردم که ما را فراموش نکردند. این مهم را باید اضافه کنم که اگر یک روز این محبت مردم از من گرفته شود روز مرگ من است و خوشحالم که در قلب ملت ایران هستم.

و حرف آخر؟
به هر حال من از شما و سایت قدیمی ها سپاس گزار هستم که به یاد هنرمندان قدیمی سینما هستید و درد و دل ما را گوش کرده و خودتان را اذیت می کنید. (با خنده).

 مجتبی نظری 
http://www.ghadimiha1.blogfa.com/post-472.aspx

 |+| نوشته شده در  شنبه سی ام مرداد 1389ساعت 12:55  توسط محمد رضا   | 
 
  بالا