|
برمدار سينما
|
||
|
غیرازهنرکه تاج آفرینش است دوران هیچ منزلتی پایدارنیست |
درباره زندگينامه وفعاليتهاي هنري فروزان هنرمند سينماي ايران
پروين خيربخش (فروزان) در سال 1316 متولد شد. از سال 1341 با دوبله و گويندگي در نقش هاي دوم و سوم فعاليت خود را آغاز كرد و تا سال 1344 ادامه داد. از سال 1342 با بازي در فيلم هاي «ساحل انتظار» به كارگرداني سيامك ياسمي به عنوان بازيگر شروع به كار كرد و تا سال 1356 در سينما فعال بود. او در 58 فيلم بازي كرد و به عنوان نماد و نماينده «فيلمفارسي» و هويت زن در اين نوع فيلم ها شناخته شد. فروزان در كارنامه مفصل بازيگري خود فقط يك فيلم با يك كارگردان موسوم به موج نو دارد: «دايره مينا» با داريوش مهرجويي (1354). اكثر فيلم هاي او آثار شاخص فيلمفارسي هستند؛
فيلم هايي مثل «انسان ها» (مهدي ميثاقيه،1343)، «گنج قارون» (سيامك ياسمي، 1344)، «شمسي پهلوون» (سيامك ياسمي، 1345)، «غروب بت پرستان» (اسماعيل كوشان، 1347)، «سرگذشت چهار درويش» (امين اميني، 1347)، «بهشت دور نيست» (اسماعيل رياحي، 1348)، «مالك دورزخ» (امير شروان، 1348)، «رام كردن مرد وحشي» (كمال دانش، 1349)، «حيدر» (فريدون ژورك،1350)، «ساحره» (كامران قدكچيان، 1351)، «ناخدا» (امير شروان، 1352)، «خداحافظ كوچولو» (رضا عقيلي، 1354) و «پشت و خنجر» (ايرج قادري، 1356) و تعداد اندكي فيلم متعلق به فيلم سازان موج سوم: «رقاصه شهر» (شاپور قريب، 1349)، «بابا شمل» (علي حاتمي، 1350)، «بدنام» (شاپور قريب، 1350)، «قلندر» (علي حاتمي، 1350) و «دشنه» (فريدون گله، 1351). فروزان همانقدر كه در سال هاي دهه 1340 در سينما فعال بود و عمده فيلم هايش را در فاصله سالهاي 1342 تا 1352 بازي كرد از 1353 به بعد فعاليت چنداني نداشت و فقط در دو سه فيلم به ايفاي نقش پرداخت. درباره او اين را هم بايد اضافه كرد كه در سال 1348 در نخستين جشنواره سپاس برنده جايزه بهترين بازيگر نقش اول زن براي فيلم «تنگه اژدها» (سيامك ياسمي، 1347) شد.
1- ساحل انتظار ( سیامک یاسمی ، ۱۳۴۲ ) با فردین.
۲- انسان ها ( مهدی میثاقیه با همکاری آرامائیس آقامالیان ، ۱۳۴۳ ) با فردین.
۳- لذت گناه ( سیامک یاسمی ، ۱۳۴۳ ) با بهروز وثوقی.
۴- عروس دریا (آرمان ، ۱۳۴۴ ) با ویگن و بهروز وثوقی.
۵- ده سایه ی خطرناک ( امین امینی ، ۱۳۴۴ ) با گرشا رئوفی.
فروزان در این پنج فیلم ، نقش زنان روستایی و تهیدست و مظلوم را بازی می کرد اما اغلب این فیلم ها با شکست تجاری رویرو شدند و موفقیتی برای او به بار نیاوردند ، هر چند که او در این فیلم ها نشان داده بود که بازیگر بی استعدادی نیست و خصوصا در لذت گناه بازی نسبتا خوبی ارائه داده بود.
فروزان با فیلم گنج قارون ، جامه عوض می کند ، می رقصد و با آواز خوانندگان لب می زند و به فردین مونث سینمای ایران ، بدل می گردد. او تا اواخر دهه ی چهل ، و با بازی در فیلم هایی چون :
۶- گنج قارون ( سیامک یاسمی ، ۱۳۴۴ ) با فردین.
۷- شمسی پهلوون ( سیامک یاسمی ، ۱۳۴۵ ) با آرمان و کتایون.
۸- گوهر شب چراغ ( دکتر اسماعیل کوشان ، ۱۳۴۶ ) با ظهوری و همایون.
۹ـ تنگه ی اژدها ( سیامک یاسمی ، ۱۳۴۷) با بهروز وثوقی.
۱۰- دالاهو ( سیامک یاسمی ، ۱۳۴۶ ) با بهروز وثوقی .
۱۱- شکوه جوانمردی ( اسماعیل ریاحی ، ۱۳۴۶ ) با فردین و آرمان.
۱۲ـ غروب بت پرستان ( دکتر اسماعیل کوشان ، ۱۳۴۷ ) با ظهوری.
۱۳- بر آسمان نوشته (سیامک یاسمی ، ۱۳۴۷ ) با بهروز وثوقی.
و تعدادی دیگر ، باز همین تیپ را ایفا می کند و همواره با استقبال تماشاگران روبرو می شود. او بیشترین دستمزد را در میان بازیگران زن دریافت می کند و قراردادهای متعددی با تهیه کنندگان می بندد.
به این ترتیب فروزان به معیار بازیگری در فیلم های تجاری این دوران تبدیل می شود و بسیاری از زنان بازیگر قدیمی و جدید از جمله سهیلا ، کتایون ، جمیله ، فریبا خاتمی ، لی لی ، مرجان ، شورانگیز طباطبایی و آرام از الگوی او پیروی می کنند ، اما هیچ کدام از آنان محبوبیت و موفقیت فروزان را به دست نمی آورند به بیان دیگر ، در این دوره فقط زنانی می توانستند در سینمای ایران موفق شوند که پا ، جای پای فروزان بگذارند در غیر این صورت ، یا حذف می شدند یا به بازیگران دسته چندمی تبدیل می گشتند .
ویدا قهرمانی که نمی توانست برهنگی پیشه کند ، از سینما کناره گرفت (یا کنار گذاشته شد.) شهلا ریاحی به خاطر تن ندادن به ابتذال در نیمه ی راه زندگی در نقش مادر بزرگ ظاهر شد ، و آذر شیوا که از معدود زنان بازیگر مستعد سینمای ایران بود ، هرگز نقش دلخواهش را در سینمای این دهه پیدا نکرد.
***
« فروزان »ستاره زیبا و تنهای سینمای ایران از گرفتاری هایش حرف میزند .
فروزان ستاره زیبای سینمای ایران سالهاست که تنهاست و تنهایی یک زن جوان و قشنگ ،یعنی دردسر ،یعنی گرفتاری ،ومضمون کافی برای شایعه سازها .
حرفهای فروزان شنیدنی است .او هنگامی که از دردهایش میگوید در هر کلامش غم و خستگی احساس می شود :
-یک زن وقتی از شوهرش جدا شد فقط یک بیوه است . ولی اگر بیوه ای هنرپیشه سینما گردید باید اورا تیره روز نامید و من از جمله چنین موجوداتی هستم که در سینما فعالیت می کنم .از روزی که مردم کار مرا تایید کرده اند .هرچندگاه شایعه ای در مورد من ورد زبانها میگردد و هرروز هزار مضمون برایم کوک می کنند .وبعضی از مطبوعات هم با پیش کشیدن مسائل خصوصی زندگیم ،سوژه در اختیار شایعه پردازها می گذارند .
اگر بخاطر حرفه ام و بعلت بازی در فیلم با یکی از هنرپیشگان مرد سینما گرم بگیرم .شایعه عشق آتشینم !مثل برق همه جا پخش می شود واگر در باره بازیگری یکی از هنرپیشگان مرد اظهار عقیده کنم .بازهم حرفهای مرا با هزار تفسیر و تعبیر می سنجند و به آن رنگهای مختلف میدهند .
مردم نمیدانند فروزان شاد سینما یک زن دردمند است که حتی اختیار این را ندارد از ته دل بخندد ویاگاهی افسرده شود ،من اگر سرحال و خندان باشم مرا سرمست از عشق خواهند خواند .اگر بعلت فعالیت مفرط مغموم شوم ،مفارقت و جدایی را دلیل آن خواهند دانست .
وقتی که در خانه تنها هستم .بدون آنکه بخواهم ،افکارم متوجه اینگونه مسائل می گردد و سخت معذبم می کند .
برای گریختن از این عذاب به موسیقی پناه می برم .اگر از این پناهندگی نتیجه ای نگرفتم بسزاغ دوستان میروم ودر میهمانی ها شرکت می کنم .تازه آنجا هم راحت نیستم ،مردها دور و بر من جمع می شوند تا بازیگری یا زیبائیم را بستانند و زنها از ترس اینکه مبدا شوهرانشان را مفتون خود سازم ،آنها را از اطراف من پراکنده می سازند وبمن خصمانه نگاه می کنند.
یادم می آید در یکی از میهمانی ها مردی که شصت سال شیرین داشت ،کنار من آمد و از قشنگی من حرف زد و از فیلمهای آینده ام پرسید .هنوز نتوانسته بودم پاسخی به سئوالاتش بدهم که همسرش آمد دستش را گرفت و گفت :
-بیابریم ،خجالت نمی کشی با این زن ....حرف میزنی .
یک زن بی شوهر ودر عین حال جوان اگرکارش به بازیگری بکشد ،خیلی رنج خواهد برد ،دنیای پرسکوت تنهائی زنها و مردهای عادی اگر رنج آور باشد، تنهایی جنجال آفرین و شایعه ساز ستارگان زیبای سینما کشنده است و این همان دردی است که مرا می آزارد .
مجله سپید و سیاه /شماره 956/بهمن 1350
***
فروزان می گوید :من دیگر حاضر نیستم در فیلم بازی کنم وکارگردان دستور بدهد :یک کمی س ک س ی تر ،دامنت را بالا ببر خانم فروزان !
هفته گذ شته ،یکی از خبر نگاران هنری مجله ،ملاقات و گفتگوئی با فروزان ستاره معروف سینمای ایران داشت .دو روز پیش از این گفتگو ،وقتی خبرنگار ما ،بهمراه خبرنکار عکاس به خانه فروزان رفته بود تا برای روی جلد عکسی از فروزان تهیه کند ،فروزان هنگامیکه جلو دوربین قرار گرفت و حالت سکسی بخود داد ،با لحن مخصوص خود گفت :
-این دفعه آخر باشد که اینطور از من عکس میگیرید .چون من سینما را بوسیدم گذاشتم کنار .انشاءاله سینما هم مرا کنار بگذارد .
یکی از دوستان فروزان که آن لحظه حضور داشت ،با شنیدن این حرف گفت :
-آخه سینمای ایران نمیخواد ستاره یی نظیر شما را از دست بده .چون هنوز کسی را نداره که جای شما را بگیره
فروزان به دوستش جواب داد :
-خب بمن چه جونم ،منکه نباید جور دیگران را بکشم !..
خبرنگار هنری ما،دو روز پس از تهیه عکس روی جلد بار دیگر بدیدار فروزان رفت تا با او گفتگویی به عمل آورد .اما وقتی به او اظهار داشت میخواهم گفتگوی کوتاهی داشته باشیم .فروزان گفت :
-منکه آن روز گفتم سینما را کنار گذاشتم و دیگر ستاره سینما نیستم تا با من مصاحبت کنید .میدانید من از سینما دلزده شده ام ،و این عین حقیقت است با سینما خداحافظی کردم .
خبرنگار ما اظهار داشت وقتی فروزان این جملات را بیان می کرد ،از رنگ خستگی و اندوهی که بر چهره اش نشسته بود ،می شد به آشکار خواند که نسبت به سینما احساس دلزدگی نمی کند ،لاقل حالتی بی تفاوت دارد .فروزان ادامه داد :
« من دیگر نمیخواهم در سینما کار کنم .یازده سال است که شب و روز جلو دوربین فیلمبرداری و نور زننده پروژکتور ها،در سرما و گرما ،خرد شده ام و حالا میخواهم از این پس در خانه بنشینم .البته هر وقت از خانه نشستن خسته شدم وآمدند دنبالم ،دلم خواست باز به سینما می روم وحالا هرگز تصمیم به ادامه فعالیت در سینما ندارم .آخر هرکس یک مقدار انرژی دارد ،یک مقدار تحمل کار و زحمت دارد .انرژی و تحمل من تمام شده است .هرروز یک گوشه از بدنم درد میگیره ،بعضی ها که در خارج از گود هستند میگویند :«فروزان میاد جلو دوربین ،یک تکان میده و میره !»نمیدانند که هرکدام از این تکان ها ،زندگی آدم را تمام می کند .من در این یکی –دو سال اخیر ،از سیامک پسر چهارده ساله ام که تمام زندگی منست ،ازهمین بقول مردم تکان دادن ها خجالت می کشم .او همیشه بخاطر حرفه من ،ازمن گریزان بوده ،حتی حاضر نشده یکبار با من عکس بگیره .من دیگر نمی توانم این رویگردانی سیامک را تحمل کنم ،و حاضر نیستم حتی به قیمت میلیون ها تومان بگذارم ادامه پیدا کند .
من سالهاست که تصمیم دارم سینما را کنار بگذارم ولی هربار مرا در «امپاس »و رودر بایستی گذاشته اند ،وناگزیر شده ام اجرای تصمیم را به تاخیر بیندازم .آخر چقدر میتوانم در مقابل دوربین فیلمبرداری بایستم و کار گردان بگوید :یک کمی سکسی تر ،یک کمی هوس انگیز تر ،یک کمی دامنت را بالا ترببر و عشوه آمیز تر حرکت کن .
اما از ششماه پیش با انکه دستمزدم به 150 هزار تومان رسیده بود .قرارداد جدیدی قبول نکردم وتا آنجا هم که توانستم پیش قسط قراردادهایی را که گرفته بودم پس دادم واز ششماه قبل به اینطرف ،تنها در فیلمهایی که نیمه کاره دارم ،بازی می کنم ،حالا بوسیله مجله شما اعلام می کنم که دیگر پیشنهادی را نخواهم پذیرفت و کارگردانان و تهیه کنندگان بسراغ دیگر ستارگان بروند .من سینما را بو سیدم و کنار گذاشتم .شما هم بسراغ آن ستارگانی بروید و عکس روی جلد ومطلب از آنها چاپ کنید که برای چاپ عکس و مطلب شان التماس میکنند .من در آرزوی یافتن مرد دلخواهم هستم ،تا با او ازدواج کنم .بدنیست در اینجا تمام شایعاتی راهم که در باره ازدواج من به سر زبان هاست تکذیب کنم .البته نمیگویم در زندگی من مردی وجود نداشته است و شاید این شایعات هم از همین امر سرچشمه می گرفته است .
در زندگی من ،چند مرد بوده اند ،البته من یک زن تنها هستم و این نمی تواند اشکالی داشته باشد که یک زن تنها ،آنهم ستاره سینما ،یک دوست مرد برای خود بگیرد .اما من بااین مردها هیچگاه نتوانستم ازدواج کنم وبه هیچوجه قصد زندگی و هرزگی نداشته ام .
درست است که مردم ما را به چشم یک ستاره سینما نگاه می کنند و شخصیت ما را از روی کاراکتر سینمائی ما حدس می زنند ،اما من به تنهایی با شهامت در مورد خودم می گویم اگر با مردی بوده ام بخاطر دلم و تنهائی ام و عشقم بوده است ،نه بخاطر هرزگی و پول و استفاده های دیگر ،ولی شایعه سازان آنقدر در باره من شایعه بر سر زبان ها انداخته اند که اگر واقعا مردی هم بخواهد بامن ازدواج کند ،اصلا به سراغم نخواهد آمد .من هر وقت که برای خستگی ناشی از کار زیاد ،فیلمبرداری و همچنین دیدن فرزتدم به اروپا می روم .هزار ویک شایعه می سازند که برای ترک اعتیادش رفته ..ویا جوانی رابدام انداخته وبه اروپا رفته که خوش باشه !
مساله اینست که شهرت ،آدم را غرق در مسائل مختلف می کند .شهرت باعث می شود که انسان گذشته و اینده را فراموش کند .اما اگر انسان در همان زمان اوج بخودش بیاید و کاری را که برای آنهمه شهرت برای اوشده کنار بگذارد ،میتواند بقیه عمر را بخوبی زندگی کند .من هم همین کار را کردم .خودم میدانم که هنوز در اوج شهرت هستم .هنوز ماهی حداقل یک پیشنهاد برای بازی در فیلم بمن میرسد وبیش از هر ستاره دیگر ستاره روز هستم ،ولی خودم به تهیه کنندگان و کارگردانان میگویم بروید بسراغ تازه نفس ها و از راه رسیده ها و مشتاقان .من دیگر خسته ام .خسته خسته .وشاید هم دلزده .
محله اطلاعات هفتگی /شماره 1617 /سال 1351
****
مصاحبه با استاد سلیمانی راد:
فروزان ستاره هفت آسمان سینمای ایران
سينما بعد از انقلاب اگر چه شخصیتی والا تر گرفت، اما باز هم مثل سینمای قبل از انقلاب زن در حاشیه مرد قرار دارد و می بینیم داستان زن به تنهایی در یک فیلم سینمایی ایرانی تاکنون نمایش داده نشده، از یک طرف زن در بعد معنویت قرار گرفته اما در بعد های دیگر دست و پای او را با طناب هایی پیچیده اند. از ابتدای سینمای ایران با آن فرهنگی که در جامعه بود، عده ای زنان روشنفکر فداکارانه داوطلب شدند که خود را فدای سینمای ایران بنمایند، از جمله خانم فروزان که مسیر زندگی اش به پنج بخش تقسیم می شود که توضیح می دهم. ناگفته نماند شاخص ترین زن سینمای ایران قبل از انقلاب به قول مرحوم تقی ظهوری که در کتاب خاطراتش گفته بود متعهد ترین و خوشقول ترین و رئوف ترین زن در سینمای ایران فروزان است.
مجتبی: شما می گویید که زندگی خانم فروزان به پنج دسته تقسیم می شود، لطفا به طور خلاصه توضیح دهید.
اگر بخواهیم پنج دوره زندگی خانم فروزان را از نظر هنری بگوییم به ترتیب می شوند:
الف: دوره ای که زندگی شخصی داشت.
ب: دوره ای که در سینمای ایران کشف شد.
ت: دوره ای که یکه تاز سینمای ایران بود.
پ: دوره ای که از دهه 50 به بعد جوانان بر اثر تحولات اجتماعی و فرهنگی ایجاد شده وارد سینما شدند و سنی از خانم فروزان گذشته بود و می خواست از پا نیفتند مجبود بود رقابت کند.
د: دوره ای که سینمای قبل از انقلاب 57 از نفس افتاد و دیگر خانم فروزان بر پرده سینمای ایران ظاهر نشدند.
مجتبی: زمان معروفیت خانم فروزان از چه موقعی شروع شد؟
خانم فروزان اول به صورت دوبلور در سال 1341مشغول به کار شد و به صورت نقش های دوم و سوم گاهی هم بازی می کرد. آقای سیامک یاسمی به دنبال هنرپیشه ای می گشت که تسلط کافی در بازیگری داشته باشد و این استعداد را در خانم فروزان کشف کرد که از سال 1342 با بازي در فيلم ساحل انتظار به كارگرداني سيامك ياسمي به عنوان بازيگر شروع به كار كرد و آقای سیامک یاسمی پی برد که هنرمند مورد علاقه اش را پیدا کرده و به همین دلیل در فیلم های متعددی هنرپیشه زن اول فیلم را خانم فروزان بازی می داد. مثلا فیلم گنج قارون، پریزاد، تنگه اژدها، بر آسمان نوشته، دالاهو، شمسی پهلوان و لذت گناه می باشد. پس سیامک یاسمی حق داشت ستاره ای که به آسمان سینمای ایران تقدیم کرده بود، به آسانی از دست ندهد و خانم فروزان بعد از فیلم گنج قارون در کنار مرحوم فردین و تقی ظهوری به موافقت صد در صد رسید راه شهرت و ترقی بر رویش باز شد در آن زمان دستمزد ایشان بعد از مرحوم محمدعلی فردین تا 200 هزار تومان هم رسیده بود. پس ما ستاره سینمایی را که این چنین ترقی کرده باشد که تهییه کنندگان با رغبت پول دستمزد خانم فروزان را در سطح بالایی بدهند و مطمئن بودند که پولشان با فروش فیلم برگشت داده می شود. تا دهه 50 خانم فروزان تک ستاره سینمای ایران بود، ما نمی گوییم ستارگان دیگر نبودند، اما از لحاظ تسلط و بازیگری به خانم فروزان نمی رسیدند.
مجتبی: به طور مختصر پنج دوره زندگی خانم فروزان را شرح دهید.
دوره اول دوره ای بوده طبیعی که در زندگی هر کسی هست و در دوره دوم راهیابی به سینما بود حالا یا بعنوان دوبلور یا به عنوان هنرپیشه که راه دوم یعنی هنرپیشگی را تا آخر کار هنری ادامه داد. دوره سوم دوره ترقی و حکاکی شدن اسم خانم فروزان در آسمان سینمای ایران و همچون مرحوم محمدعلی فردین که بعلاوه در آسمان سینمای ایران در قلب های تمام ایرانیان حکاکی شده و تا هر زمان که این تکنولوژی پیشرفت کند فیلم های خانم فروزان جاویدان خواهد بود و در دوره چهارم برای خانم فروزان دوره ای بود که از حیصیت هنری خود در مقابل هنرمندانی با ارزش و تازه کاری چون نوش آفرین، آرام، سپیده، لیلا فروهر (در بزرگسالی)، زری خوشکام، شورانگیز طباطبایی و امثال این هنرمندان که از دهه 50 به بعد وارد سینما شدند، طبعا خانم فروزان باید با چنگ و دندان از سابقه سینمایی خود حفاظت می کرد و به دلیل بالا رفتن سن و بعد از دهه 50 به علت اینکه برهنگی مرضی در سینمای ایران شده بود و تهییه کننده ها به فکر جیب هایشان بودند برهنگی را رواج دادند که خانم فروزان مجبور بودند در بعضی از فیلم ها با جوانان رقابت کنند. دوره پنجم دوره ای بود که حتما باید خانم فروزان بازنشسته می شد و احترام خاص خود را در سینما به یادگار می گذاشت و انقلاب 57 این کار را برای خانم فروزان انجام داد.
مجتبی: استاد سلیمانی راد انتظار شما از شبکه های ماهواره ای و یا مجلات هنری خارج از کشور نسبت به خانم فروزان که الان هیچ گونه خبری از ایشان نیست، چیست؟
من امیدوارم دست اندرکاران شبکه های ماهواره ای و مجلات هنری خارج از کشور تا زود است به سراغ این خانم هنرمند بروند و تجلیلی از ایشان بنمایند و تنهایش نگذارند همانطور که هنرمندان دیگر تنها بودند و در تنهایی خود پرپر شدند. من خواهش می کنم امثال خانم فروزان، آذر شیوا، پوری بنایی، فریده نصیری و دیگران... را فراموش نکنند.
مجتبی: جناب استاد اگر الان فروزان را ببینید به او چه می گویید؟
من به عنوان یک فرد که بدون اینکه بدانم در جامعه ایرانی، گذشته دیگران تاثیر گزار است بر آینده فرد، ولی کسی مثل خانم فروزان در سینمایی رشد کردند که امروزه شاید فقط تاریخ است که قضاوت درباره زنانی که از خود گذشتند تا هنری را پایدار کنند متاسفانه در جامعه ما همیشه نقطه های منفی مورد نظر می باشند و چون سوزنی در چشم آینده دیگران فرو برده می شود و ما به طور مثال در همه کشور های دنیا نگاه کنیم زنانی که صاحب شهرت در سینماهایشان بوده اند در آینده مورد ماخذه قرار نمی گیرند مثلا سوفیا لورن یا الیزیت تیلور و هنرپیشه های دیگر که آینده ای سیاه چون هنرپیشه های ایران بعد از انقلاب پیدا نکردند به علت اینکه انقلاب شده بود و محکوم به فنا هستید، چرا بازی اینطوری و آنطوری کردید.
و اما این مقدمه را که گفتم که برای جوانان روشن شود که اگر خانم فروزان را دیدم دست ایشان را به عنوان یک هنرمند ببوسم، و از زحماتی که برای سینمای ایران کشیدند کمال تشکر را از ایشان می نمایم.
مجتبی: آیا به نظر شما بازی فروزان بر زنان سینمای قبل و بعد از انقلاب تاثیر دارد؟
در واقع باید ایطور گفت که خانم فروزان از دهه 50 که ظهور خانم های هنرمند و جوان و دارای عطش بازیگری داشتند تاثیر خودش را گذاشته بود، مثلا فیلم رقاصه شهر خانم هاله در آقای جاهل که دو فیلم را آقای میرلوحی کارگردانی کرده بود یا خانم شوانگیز طباطبایی یا سپیده یا نوری کسرایی حتی نوش آفرین و لیلا فروهر تاثیر بسزایی از هنر بازیگری خانم فروزان سود جستند و اما بعد از انقلاب کم و بیش بازیگرانی می توان دید که ادای هنرمندی چون فروزان را در قالب و سبکی جدید به عرضه نمایش گذاشتند و باید گفت به هیچ وجه بازی خانم فروزان بعد از آن آذر شیوا و پوری بنایی کهنه و قدیمی نمی شوند.
مجتبی: در چه فیلم هایی خانم فروزان قوی و در کدام فیلم ضعیف بازی کردند؟
در مجموع خانم فروزان از همان اول با تسلط در فیلم هایی که نقش اول را به عهده داشت قوی ظاهر شد و مورد استقبال عامه مردم قرار گرفت، گرچه رقاصه شهر برنده جایزه سپاس شد اما از لحاظ ریتم جامعه ایرانی مورد پسند من نبود چون جامعه ایرانی که مخلوطی از فرهنگ ایرانی و اسلامی هست، زن را اینگونه در برهنگی دوست نداشت و متاسفانه خانم فروزان این را باید متوجه می شد که البته از لحاظ هنری ایرادی در بازی اش نمی توان گرفت، اما قوی ترین فیلم خانم فروزان که باید انتخاب کنم در این مسئله می مانم فقط می توانم بگویم فیلم گنج قارون، تنگه اژدها، بر آسمان نوشته و دالاهو از بهترین فیلم های خانم فروزان می باشد.
مجتبی: چگونه از بین این همه هنرمندان زن و مرد به خانم فروزان علاقه دارید؟
من از سال 44 یا 45 به بالا با دیدن فیلم هایی چون بسترهای جداگانه، انسانها، ساحل انتظار، عروس دریا، به طور ناخداگاه پی بردم که خانم فروزان را می شود به عنوان هنرپیشه مورد علاقه خودم انتخاب کنم و با اون سن کم واقعا دوستش داشتم و دارم و به خاطر این مسئله در محله ای که زندگی می کردم، به فروزان معروف شده بودم و هر وقت فیلمی از فروزان بر پرده سینما می آمد بچه های محل به من می گفتند فیلم کسی را که دوست داری بر پرده سینما هست و گاهی وقت ها به خاطر برهنگی که در فیلمی ظاهر می شد تمام بچه های محله مرا سرزنش می کردند و من غصه دار می شدم.
مجتبی: در آخر چه می گویید.
باید بگویم که آثار سینمایی قبل از انقلاب که با رنج و مشقت فراوان تمام هنرمندان، کارگردانان، تهییه کنندگان و دست اندر کاران سینمای ایران می باشد را به عنوان یک گنج تلقی کنند که خیلی ها هستند که این گنج را می خواهند نابود کنند، در این گنج هم پول سیاه، هم حلبی و هم گوهر شب چراغ می باشد. باید این گنچ را نسل ها به یکدیگر منتقل کنند و بدانند که فیلم فارسی و فیلم ایرانی یکی هست و کسانی که می گویند فیلم های قبل از انقلاب فیلم فارسی و فیلم های بعد از انقلاب فیلم های ایرانی هستند یا مغرضند یا از لحاظ فکری گمراهند.
در آخر شعری درباره ستایش هنر خانم فروزان که تا ابد در آسمان سینمای ایران خواهد درخشید سروده ام که تقدیم به ایشان می نمایم:
ای عروس دریا
تو ستاره فروزانی
که شعله های هنر تو
جاویدان خواهد بود
ای که میخک سفید بودی
ای که تو در کوهساران دالاهو
چون آهویی جست و خیز کنان بودی
تو به طریق انسان ها به معرفت وجودی
سر قرار بزرگ
رسیده بودی
ای که تو همیار مردی از جنوب شهر بودی
در دسیسه هایی که برای
گنج قارون کشیده بودند
ساحل انتظار عشق تو سینما بود
که جمعی می گفتند این لذت گناه است
ای ستاره همیشه شعله ور سینما
اگر چه بدبختی های
رقاصه شهر را می گفتی
و بدنام بودن را به حفظ پرده سینما
چون آتشپاره شهر
سر هر محله با قلندر شهر به دوش می کشیدی
اما از تنگه اژدها با همه مرارت ها
به خاطر قلب پاکت، خدا
بر آسمان قلبت نوشته بود
غروب بت پرستان
تو بودی که با حمایت پشت و خنجر
توانستی
ساحره ی بد یمن را
در عدل الهی بشکنی
و باید گفت:
بعد از این همه سال
فرار از حقیقت را آنان
انتخاب می کنند
که گوهر شب چراغ ندارند
و من در تنهایی و شلوغی زندگی ام
همیشه ستاره هفت آسمان خودم را
در عشق به تو می دانستم
ای اسطوره قلب خسته من
در جشنواره سپاس
قلب های بی قرار آینده
ای ستاره فروزان
خواهند تپید.
مجتبی: ضمن تشکر از آقای استاد سلیمانی راد و شعر بسیار بسیار بسیار قشنگی که برای خانم فروزان و وقت با ارزششان را در اختیار ما گذاشتند.
****
*فروزان در طول مدت بازیگریش در سینمای ایران در پنجاه و شش فیلم بازی کرد که به سیزده فیلم اشاره شد و بقیه ی فیلم هایی که فروزان در آنها بازی کرده ، به این قرار است :
۱۴- هاشم خان ( محمد زرین دست ، ۱۳۴۵ ) با بهروز وثوقی.
۱۵- شوخی نکن دلخور می شم ( رضا صفایی ، ۱۳۴۵) با علی تابش.
۱۶- مردی از تهران ( فاروق عجرمه ، ۱۳۴۵) با فردین.
۱۷- فرار از حقیقت ( ناصر ملک مطیعی ، ۱۳۴۵) با ناصر ملک مطیعی.
۱۸- دروازه ی تقدیر ( حمید مجتهدی ، ۱۳۴۶ ) با گوگوش و ایرج رستمی.
۱۹- هفت شهر عشق (حمید مجتهدی ، ۱۳۴۶ ) با بوتیمار.
۲۰- بسترهای جداگانه ( ایرج قادری ، ۱۳۴۷ ) با ایرج قادری.
۲۱- چرخ بازیگر ( مهدی امیر قاسم خانی ، ۱۳۴۷) با منوچهر وثوق.
۲۲- ستاره ی هفت آسمون ( حسین مدنی ، ۱۳۴۷ ) با منوچهر وثوق و گوگوش.
۲۳- یوسف و زلیخا (مهدی رئیس فیروز ، ۱۳۴۷ ) با فخرالدین.
۲۴- دختر شاه پریان ( شاپور قریب ، ۱۳۴۷) با منوچهر وثوق.
۲۵- بازی عشق ( فاروق عجرمه ، ۱۳۴۷ ) با عبدالسلام نابلس.
۲۶- عدل الهی ( تورکراینان اوغلو ، ۱۳۴۸ ) با کارتال تیبت.
۲۷- ستاره ی فروزان ( اسدالله سلیمانی فر ، ۱۳۴۸ ) با شهلا ریاحی و عادل روحی.
۲۸- شهر آشوب ( فریدون ژورک ، ۱۳۴۸ ) با ظهوری و پیمان.
۲۹- معجزه ی قلب ها ( خسرو پرویزی ، ۱۳۴۸ ) با منوچهر وثوق.
۳۰- امشب دختری می میرد ( مصطفی عالمیان ، ۱۳۴۸ ) با تقی مختار.
۳۱- بهشت دور نیست ( اسماعیل ریاحی ، ۱۳۴۸ ) با فردین.
۳۲- مالک دوزخ ( امیر شروان ، ۱۳۴۸ ) با منوچهر وثوق.
۳۳- رقاصه ی شهر ( شاپور قریب ، ۱۳۴۹ ) با ناصر ملک مطیعی.
۳۴- سو گلی ( فریدون ژورک ، ۱۳۴۹ ) با ناصر ملک مطیعی.
۳۵- رام کردن مرد وحشی ( کمال دانش ، ۱۳۴۹ ) با امامعلی حبیبی.
۳۶- مردی از جنوب شهر ( صابر رهبر ، ۱۳۴۹ ) با فردین.
۳۷- جعفر و گلنار ( منوچهر قاسمی ، ۱۳۴۹ ) با هوشنگ منظوری.
۳۸- عروس بیانکا ( شاپور قریب ، ۱۳۴۹ ) با منوچهر وثوق.
۳۹- اسیر خشم ( ممدوح ، ۱۳۴۹ ) با فخرالدین.
۴۰- ایوب ( فریدون ژورک ، ۱۳۵۰ ) با فردین.
۴۱- آتش پاره ی شهر ( رضا صفایی ، ۱۳۵۰ ) با منوچهر وثوق.
۴۲- با با شمل ( علی حاتمی ، ۱۳۵۰ ) با فردین.
۴۳- حیدر ( فریدون ژورک ، ۱۳۵۰ ) با بیک ایمانوردی.
۴۴- بد نام ( شاپور قریب ، ۱۳۵۰ ) با منوچهر وثوق.
۴۵- قلندر ( علی حاتمی ، ۱۳۵۱ ) با ناصر ملک مطیعی.
۴۶- خاطر خواه ( امیر شروان ، ۱۳۵۱ ) با ناصر ملک مطیعی.
۴۷- ساحره ( کامران قدکچیان ، ۱۳۵۱ ) با بهمن مفید.
۴۸- ظفر ( صابر رهبر ، ۱۳۵۱ ) با بیک ایمانوردی.
۴۹- میخک سفید ( رضا صفایی ، ۱۳۵۱ ) با تقی مختار.
۵۰- دشنه ( فریدون گله ، ۱۳۵۱ ) با بهروز وثوقی.
۵۱- پریزاد ( سیامک یاسمی ، ۱۳۵۲ ) با ارحام صدر.
۵۲- نا خدا ( امیر شروان ، ۱۳۵۲ ) با ناصر ملک مطیعی و منوچهر وثوق.
۵۳- خداحافظ کوچولو ( رضا عقیلی ، ۱۳۵۴ ) با مرتضی عقیلی.
۵۴- قرار بزرگ ( فردین ، ۱۳۵۵ ) با فردین و بیک ایمانوردی.
۵۵- پشت و خنجر ( ایرج قادری ، ۱۳۵۶ ) با پوری بنایی و ایرج قادری.
۵۶- دایره ی مینا ( داریوش مهر جویی ، ۱۳۵۷ ) با سعید کنگرانی و عزت الله انتظامی.
|
|