X
تبلیغات
برمدار سينما - به یاد هنر مند فقید مهدی فتحی
 
برمدار سينما
 
 
غیرازهنرکه تاج آفرینش است دوران هیچ منزلتی پایدارنیست
 

به یاد هنر مند فقید « مهدی فتحی »
مهدی فتحی متولد سال ۱۳۱۸ در تهران، در سال ۱۳۳۷ با ورود به «هنرکده آزاد هنرپیشگی آناهیتا» به طور رسمی و حرفه‌ای کار تئاتری خود را آغاز کرد. او در تئاتر آناهیتا در نمایش‌های اتللو، هیاهوی بسیار برای هیچ، طبقه ششم، روبهک‌ها، صاحب مهمانخانه، تانیا و سلمانی شهرسویل به صحنه رفت و نیز در بیش از بیست تئاتر تلویزیونی در آن سالها حضور داشت. فتحی در آن سالها بازی در فیلم «زن خون آشام» به کارگردانی مصطفی اسکویی را نیز تجربه کرد، . تدریس به عنوان استاد فن بیان در هنرکده آناهیتا و دانشکده هنرهای دراماتیک در کارنامه او وجود دارد و می‌توان او را یکی از اساتید شاخص فن بیان تاریخ تئاتر ایران برشمرد.
از سال ۱۳۶۶ خورشیدی تقریباً درسن ۴۸ سالگی مهدی فتحی بازی در جلوی دروبین را بطور جدی با «تحفه ها» شروع کرد که بعد از آن در «کشتی آنجلیکا» (محمد بزرگ نیا) خوش درخشید. دوران پرکاری او بعد از وقفه‌ای طولانی، با شرکت در سریال‌های تلویزیونی که مهمترین آن سریال امام علی (ع) بود، آغاز شد که بعد از آن، به غیر از تحسین خواص، در بین عموم مردم نیز مقبولیت و محبوبیت و شهرت پیدا کرد. مرحوم فتحی در سال‌های اخیر در نمایشنامه «تاریکی‌های سرکش» به کارگردانی مهین اسکویی ایفای نقش نمود که به روی صحنه نرفت. نمایش «دندون طلا» به کارگردانی داوود میر باقری و بازی در نقش ژان والژان در نمایش بینوایان به کارگردانی بهروز غریب پور از دیگر فعالیت‌های نمایشی وی در سالهای واپسین زندگی اش بود.

*********
مهدي قلي فتحي در سال 1318 در تهران متولد شد. وي ليسانس بازيگري از دانشكده هنرهاي دراماتيك مي باشد. بازي در تئاتر را از سال 1342 و همچنين فعاليت در سينما را از سال 1366 با فيلم «تحفه ها» به كارگرداني «ابراهيم وحيدزاده» شروع به كار كرد.
او همچنین از پایه گذاران تئاتر آناهیتا به شمار می آمد. مدتی هم به عنوان مدرس دانشگاه در كلاسهای هنری تدریس كرده بود و مدتی هم در سمت مشاور هنری واحد نمایش با رادیو همكاری داشت. فتحی وقتی كه نقشی را می پذیرفت با آن زندگی می كرد و آنقدر آن را در خود تكرار می كرد تا نقاط مشترك نقش خودش را پیدا كند، به همین دلیل بود كه تا مدتها خود، تحت تأثیر آن قرار می گرفت واین زندگی كردن او با نقشهایش بود كه  بازیهای او را واقعی جلوه می داد. وی هنگام بازی ، صحنه و لوكیشن را دنیایی برای زندگی می دانست و چنان قدرتی از خود بروز می داد كه همه تحت تأثیر قرار می گرفتند.
شاید به همین دلیل بود كه او پس از بازی در 2 یا 3 نمایش از« چخوف» چنان تحت تأثیر شخصیت های این نمایش ها قرار گرفت كه مدتها بازیگری تئاتر را رها كرد و به تدریس روی آورد.
فتحی با قامتی كوتاه ، چهره ای گرد و چشمانی كه همیشه مرطوب از نوعی شادی و مهربانی بود، هنوز پس از سالها، صداقت كودكی خود را حفظ كرد و این صداقت را كلام شیوای او باور پذیرتر كرده بود. شاید به همین دلیل بود كه حتی زمانیكه نقشهای منفی ایفا می كرد، باز هم  پرطرفدار می ماند.
فتحی هنگام بازی فعال بود و با چرخشهای مناسب در صحنه و یا حتی واكنش های چهره و نگاه خود نمی گذاشت بازیش ایستا شود. هنگامی كه شروع به بازی می كرد یك لحظه هم تماشاچی را رها نمی كرد. او به این نكته آگاه بود كه اگر تماشاچی از بازی او خسته شود و چیز جدیدی در كار او نیابد به حاشیه رانده خواهد شد .بنابراین با نگاه نافذ خود مخاطب را سحر می كرد.
فتحی با اصرار دوستان و آشنایان و كمی ترس از اعجاز دوربین سینما كه همه لحظات بازی او را ثبت  می كرد در سن 57 سالگی با بازی در فیلم « تحفه ها » به كارگردانی ابراهیم وحیدزاده مقابل دوربین سینما قرار گرفت. تردیدها و وسواس های او در این فیلم كارساز شد و در « تحفه ها » كنار بازیگرانی چون سعید پورصمیمی، پروانه معصومی، سیروس ابراهیم زاده، جمشید مشایخی و حمید جبلی كه پیش از این بازی در سینما را تجربه كرده بودند، بازی برتر و در خور توجهی از خود نشان داد، به طوری كهدر ششمین جشنواره فیلم فجر ، در لیست بهترین بازیگر نقش اول مرد قرار گرفت.
یك سال بعد « محمد بزرگ نیا » كه در تدارك ساخت فیلم « كشتی آنجلیكا » بود ، فتحی را برای بازی در این فیلم برای ایفای نقش ناخدا انتخاب كرد. فتحی برای پذیرفتن این نقش،مثل گذشته تردید داشت، اما بزرگ نیا كه زمان نوشتن فیلمنامه «كشتی آنجلیكا» به فتحی فكر می كرد، نمی توانست از او بگذرد.
او خود درباره ی بازی در این فیلم و دوربین گفته است:« دوربین خیلی بی رحم و رسواگراست اگر صحنه را بدون ایمان و باور بازی كنی، دوربین با وضوح نشان می دهد».
فتحی بعد از كشتی آنجلیكا در چند فیلم مانند « دستمزد » ،« در آروزی ازدواج » و« شانس زندگی » در نقشهای اول بازی كرد و در همه آنها نشان داد كه بازیگری است كه به سینما و تئاتر احاطه دارد و فقط كافی است كارگردان، نقشی را به او بسپارد تا او از آن شخصیت یك كامل بیافریند.
سریال امام علی(ع) ساخته داوود میرباقری، باب جدیدی در تولید سریال های مذهبی ایران گشود، در این سریال چند شخصیت اصلی وجود داشتند كه با بازی برترین بازیگران ایرانی شكل گرفت. «داریوش ارجمند» در نقش مالك اشتر،« بهزاد فراهانی» در نقش معاویه و « مهدی فتحی» در نقش عمروعاص، این 3 نقش را میرباقری بر اساس 3 بازیگری كه در ذهن داشت نوشت و در این میان بازی زنده یاد فتحی در نقش «عمروعاص» چنان زیبا و جاندار بود كه تمام بازتابهای منفی كه این شخصیت در تاریخ علوی دارد توانست به محور قصه تبدیل شد.
فتحی در این سریال باهمه اتفاقات صحنه صادقانه برخورد كرد و با مطالعه زیاد، حول شخصیت عمر وعاص توانست رگه های پنهان شخصیت او را دریابد و با این شخصیت زندگی كند. او هنگام بازی ایمان داشت كه عمر وعاص دیگر نیست و لازم است یك بار دیگر او را در تاریخ زنده كند. فتحی در امام علی (ع) از اقتدار و تسلط كامل بر كل ماجرا برخوردار بود. لبخند فتحی در همه طول بازی او ماندگار بود و حتی یك لحظه از چهره اوكنار نمی رفت. او در سخت ترین لحظات با خونسردی فقط می اندیشید و به عنوان مغز متفكر خاندان معاویه عمل می كرد. شیطان صفتی عمر وعاص را فتحی به بهترین شكل در سكانس هایی كه مشغول مذاكره و خوردن و نوشیدن با معاویه بود به نمایش گذاشت.
پس از این سریال فتحی مورد توجه ابراهیم مختاری قرار گرفت. این مستندساز كه می خواست اولین فیلم سینمایی خود به نام « زینت» بسازد، با نگاه واقعگرایانه ی خود به دنبال بازیگران خاص بود و فتحی بهترین گزینه برای نقش پدر « زینت» بود. مختاری متوجه شده بود كه فتحی از جان و روان خود در زمان بازی مایه می گذارد، در این فیلم  فتحی زیباترین لحظات از خشم زنده یك بازیگر را به نمایش گذاشت. خشم پدری سنتی و متعصب به سنن سرزمین خود در مقابل دختری كه هر چند با رضایت او درس پرستاری خوانده بود، اما اكنون به خواسته او باید خانه نشین می شد. خشم فتحی در این فیلم كاملاً متفاوت از خشونتی بود كه اغلب بازیگران از خود بروز می دهند. تداوم حس بازی فتحی در سكانس های مختلف نشانی دیگر از قدرت بازی او بود.
فیلمهائی كه زنده یاد فتحی در آنها ایفای نقش نموده بود عبارتند از:‌ تحفه ها (1366) دستمزد (1368) كاكلی (1368) دخترك كنار مرداب (1368) در آرزوی ازدواج (1369) اوینار (1370) شانس زندگی (1370) امام علی (ع) (1370) زینت (1372) آدم برفی (1373) روز واقعه (1373) زشت و زیبا (1377) همشاگردیها (مجموعه،78/1377) اعتراض (1378) پرنده از قفس پرید (1379) خانه پدری(مجموعه تلویزیونی 1380)
مهدی فتحی بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون ایران، پس از تحمل بیماری سخت خود، در آخرین ساعات سال ۱۳۸۲ در بیمارستان شهدای تجریش تهران درگذشت.
یادش زنده  و روحش شاد
******
یاداشت استاد ناصر ملک مطیعی برای زنده یاد مهدی فتحی
ناصر ملک مطیعی:دريغ و افسوس كه در تمام دوران فعاليت با مهدي فتحي، اين هنرمند فرهيخته ديداري نداشتم و اين حسرت برايم باقي است كه چه فرصت‌هايي را از دست داده‌ام.اين اواخر خواندم و شنيدم كه در گذشت زمان گرفتار زندگي و بيماري است و توان و قدرت مقابله با حوادث را ندارد و دريغا كه تقلا و كوشش 50 ساله‌اش در عالم هنر كارساز نبوده. پيدا بود كه طبع بلند و بزرگوارش مانع از بيان‌ حال است. او مي‌خواست بي‌سروصدا و يكه و تنها به جنگ نامرادي‌ها رود. نقش جاودانه‌اش عمرو عاص در سريال امام علي(ع) نمودار ارزش و اعتبار اوست. گرچه صدها نقش بيادماندني ديگر هم در كارنامه دارد.
نقش و تصوير در سينما و تئاتر اگر بجا باشد و در دل نشيند، جاودانه خواهد شد (و اگر اغراق نباشد) از مطالعه صدها كتاب گوياتر و شيواتر است. نقش آفريناني چنين شايسته نبوده و نيست كه در اين آشفته بازار تنها بمانند.
دلم خواست در راه مهدي فتحي- اين دوست ناديده - قدمي بردارم. پرس و جو كردم كه رفيق راهي پيدا كنم بدنبال دوست و آشنايي نزديك بودم و در عالم خيال راه‌هاي زيادي رفتم. بياد دوست و رفيق قهرمان و آشناي نوجواني افتادم. عباس جوانمرد، پيرصحنه تئاتر و پيشگام جهش‌ها و حركات نوين نمايش؛ ديدم كه اين رفيق درد آشنا، شريك و دمساز اين همدردي است مدتي در هواي دوست پرو بال زدم و با خبر شدم كه از ما بسيار دور است و در گوشه عزلت نظاره‌گر ناملايمات و نامرادي‌هاست. زمان مي‌گذشت، من همچنان در ترديد كه چه كنم ما هم در كنار نشسته‌‌ايم و از دور دستي بر آتش داريم و اين ناآرامي و نگراني براي اين است كه خودمان هم به نوعي دچار آن هستيم و ارضاي خواهش دل بخاطر سرنوشت تلخي است كه در انتظارمان است. بدنبال آرامش و تسكين خاطرم راهي بيمارستان شدم.
حقيقت آنكه وقتي روزنامه‌ها نوشتند كه اين هنرمند بزرگ و دل شكسته ماندگار بيمارستان است تا مخارجش فراهم شود. دلم گرفت و از اينهمه ناروايي متأثر شدم.
ديدارش ميسر نشد و در اين آشفتگي‌ها بجايي نرسيدم زمان هم مهلتي نداد و مريدان در حسرت ديدار باقي ماندند مراد و هنرمند تنهاي ما جان بجان آفرين تسليم كرد تا سياهي در چهره برخي باقي بماند چه بسيار دوستان عزيزي كه در اين سال‌ها از ميان ما رفته‌اند صدها خاطره و ياد دلپذير از آنها داريم و با خلوص نيت براي همه آنها طلب آمرزش مي‌كنيم. اما دلم خواست در خيل همه اين دوستان از دست رفته براي مهدي فتحي، اين سرباز گمنام هنر، دسته گلي نثار كنم. بزرگ مردي كه به شايستگي‌هايش نرسيدند و بي سرو صدا به ابديت پيوست.
بخاطر همدلي و همدردي با مردان صحنه تئاتر سلام و تسليتي دارم براي بهزاد فراهاني، خانه زاد صحنه تئاتر كه در نقش معاويه رفيق گرمابه و گلستان عمروعاص بود و امروز تنهاست و مشاوري ندارد. سر سلامتي براي او و همه مردان تئاتر
بانی فیلم

تبيان
http://www.tebyan.net/Literature_Art/SpecialEdition/2004/3/31/5983.html
http://art-old.blogfa.com/post-238.aspx

 |+| نوشته شده در  یکشنبه دوم مرداد 1390ساعت 15:18  توسط محمد رضا   | 
 
  بالا